قانون مدنى جلد چهارم ( كتاب سوم حقوق عينى) | قانون مدنى جلد چهارم ( كتاب سوم حقوق عينى)

ACKU

فهرست
کتاب سوم – حقوق عینی
ماده ) ۵۰۱۱ الی ۶۱۵۲(

باب اول – حقوق عینی اصلی ۳۰۳
فصل اول – حقوق ملکیت ۳۰۳
قسمت اول – ،تعریؾ ساحه وحمایت ملکیت ۳۰۳
قسمت وم قیود ملکیت ۳۰۳
قسمت سوم – ملکیت مشاع ۳۱۳
قسمت چارم – رفع مشاع په اثر تقسیم ۳۱۳
قسمت پنجم – تقسیم منافع ۳۱۳
قسمت ششم – مشاع اجباری دملکیت طبق منازل ۳۲۰
مبحث اول – مشاع اجباری ۳۲۰
مبحث دوم – ملکیت طبقات ۳۲۰
فصل دوم اسباب کسب ملکیت ۳۲۱
قسمت اول – تصاحب ۳۲۱
قسمت دوم – انتقال ملکیت به سبب وفات ۳۲۲
مبحث اول میراث ۳۲۲
فرع اول – احکام عمومی ۳۲۲
فرع دوم متروکه وتوزیع آن ۳۲۳
ACKU

فرع سوم – موانع میراث ۳۲۳
فرع چارم اسباب میراث ۳۲۳
جزء اول – میراث بطریق فرض ۳۲۳
جزء دوم – میراث به طریقه عصوبت ۳۲۳
جزء سوم – حجب ۳۲۳
جزء چارم – رد ۳۳۱
جزء پنجم – ارث ذوی االرحام ۳۳۱
جزء ششم – مقرله به نسبت ۳۳۳
جزء هفتم – احکام متفرق ۳۳۳
اول – حمل ۳۳۳
دوم – مفقود ۳۳۳
سوم – خنثی ۳۳۳
چارم – ولد زناو ولد لعان ۳۳۳
پنجم – حوادث ؼرق، حریق وانهدام ۳۳۳
فرع پنجم – تصفیه متروکه ۳۳۳
فرع ششم – تجرید ترکه ۳۳۳
فرع هفتم – تسویه دیون متروکه ۳۳۳
فرع هشتم – تسلیم اموال متروکه وتقسیم آن ۳۳۰
مبحث دوم – وصیت ۳۳۲
فرع اول – احکام عمومی ۳۳۲
فرع دوم – رجوع از وصیت ۳۳۳
ACKU

فرع سوم – قبول یارد وصیت ۳۳۳
فرع چارم – آثار وصیت ۳۳۳
جزء اول – شخصیکه بوی وصیت شده ۳۳۳
جزء دوم – شی وصیت شده )موصی به( ۳۳۳
جزء سوم – وصیت به منافع ۳۳۱
جزء چارم – وصیت به معاش ۳۳۳
جزء پنجم – احکام زیادت درمال وصیت شده ۳۳۳
جزء پنجم – وصیت واجبه ۳۳۳
فرع ششم – تراحم وصایا ۳۳۳
فرع هفتم – احکام متفرق ۳۳۳
مبحث سوم – التصاق ۳۳۳
فرع اول – التصاق برحق ؼیر عقار ۳۳۱
فرع دوم – ،التصاق اتصال برمنقول ۳۳۱
مبحث چارم – عقد ۳۳۱
مبحث پنجمد – شفع ۳۳۲
فرع اول احکام عمومی ۳۳۲
فرع دوم – ثبوت شفع ۳۳۳
فرع سوم – طلب شفع ۳۳۳
فرع چارم – احکام شفع ۳۳۳
فرع پنجم – سقوط شفع ۳۳۳
مبحث ششم حیازت ۳۳۳
ACKU

فرع اول – ،کسب انتقال وزوال حیازت ۳۳۳
فرع دوم – حمایت حیازت ۳۳۱
فرع سوم – آثار حیازت ۳۳۳
فرع چارم – تملک اشیاء منقول به اساس حیازت ۳۳۳
فرع پنجم – تملک ثمر ۳۳۳
فرع ششم – استرداد مصارؾ ۳۳۳
فرع هفتم – مسئولیت از بین رفتن شی تحت حیازت ۳۳۳
فصل سوم – حقوق متضرع از حق ملکیت ۳۳۳
قسمت اول – حق انتفاع ۳۳۳
مبحث اول – احکام عمومی ۳۳۳
مبحث دوم – انتهای حق ۳۳۳
قسمت دوم – حق استعمال و سکونت ۳۳۳
فرع سوم حق حکر ۳۳۰
قسمت چارم – حقوق مجرد ۳۳۲
مبحث اول حق ارتفاق ۳۳۲
مبحث دوم – حقابه ۳۳۳
مبحث سوم – حق مرور، مجرا وسیل ۳۳۳
مبحث چارم – احکام ارتفاق ۳۳۳
مبحث پنجم – انتهای ارتفاق ۳۳۳
باب دوم – حقوق عینی تبعی ۳۳۳
فصل اول – حق حبس مال )قید( ۳۳۳

ACKU

فصل دوم – حق اختصاصی ۳۳۳
قسمت اول – انشاء حق اختصاصی ۳۳۳
قسمت دوم – آثار تنقیص وانقضای اختصاص ۳۳۳
فصل سوم – حقوق تقدم ۳۳۰
قسمت اول – احکام عمومی ۳۳۰
قسمت دوم – انواع حقو ق تقدم ۳۳۱
قسمت سوم – حقوق تقدمیکه برعقار و ارد میشود ۳۳۳

ACKU

308
کتاب سوم
عینیحقوق
باب اول
حقوق عینی اصلی
فصل اول
حقوق ملکیت
قسمت اول
،تعریف ساحه و حمایت ملکیت

ماده ۵۰۱۱
،ملکیت حقی است که به مقتضای آن شی تحت اراده و تسلط شخص قرار میگیرد، و تنها مالک میتواند در حدود احکام
قانون به استعمال بهره برداری و هرنوع تصرؾ مالکانه در آن بپردازد.
ماده ۵۰۱۵
،مالک شی مالک تمام آنچه که از عناصر اصلی آن شمرده شده و انفصال آن از شی بدون از بین رفتن یا تلؾ شده یا
تؽییر یافتن شی ممکن نباشد، شناخته میشود.
ماده ۵۰۱۶
۱) ( ساحه ملکیت زمین ، به آنچه که عمقؤ و ارتفاعؤ معتاد و مجاز است شامل می باشد.
۲) ( بموجب موافقه یا حکم قانون ، ملکیت سطح زمین از ملکیت مافوق و ما تحت آن مجزا شده می تواند.
ماده ۵۰۱۷
ملکیت هیچ شخص از دست او کشیده شده نمیتواند مگر بموجب قانون.

ACKU

309
قسمت دوم
قیود ملکیت

ماده ۵۰۱۱
مالک میتواند در ملکیت خود در حدود قانون تصرؾ نماید.
ماده ۵۰۱۵
هرگاه بملک حق ؼیر تعلق بگیرد، مالک نمیتواند در آن طوری تصرؾ نماید که موجب ضرر ؼیر گردد. مگر به اجازه
صاحب حق.
ماده ۵۰۱۲
ضرر فاحش قدیم باشد یا جدید از بین برده میشود.
ماده ۵۰۱۷
ضرر فاحش آن است که سبب شکست یا انهدام بنا گردیده ویا مانع حوایج اصلی که عبارت از منافع مقصود آن است
گردد.
ماده ۵۰۱۱
مانع شدن روشنی بطور کلی از خانه ضرر فاحش شمرده میشود ، هیچکس نمیتواند چنان بنائی اعمار نماید کلکین خانه
همجوار را مسدود ساخته و بطور کلی مانع روشنی در آن گردد. در صورت احداث چنین بنا، همجوار میتواند دفع ضرر
را در صورت امکان و در ؼیر آن از بین بردن بناء را برای دفع ضرر مطالبه نماید.
ماده ۵۰۱۰
شخصیکه عمارتی بناء میکند باید آنرا طوری اعمار نماید که از کلکین، عمارت قدیمه همجوار متضرر نگردد.
ماده ۵۰۵۱
شخصیکه بمصرؾ خود منبع آبیاری یا مجراء فاضل را بمنظور آبیاری اراضی خویش احداث می نماید اشخاص دی ، گر
بدون اجازه وی حق انتفاع را از آن ندارند.

ACKU

310

ماده ۵۰۵۵
بارعایت عدم ضرر رساندن به عامه ، تعیین حق استفاده از آب نهر عمومی و توزیع آن به اندازه زمینی میباشد که آبیاری
را ایجاب میکند.
ماده ۵۰۵۶
مالک اراضی ایکه بواسطه آالت یا نهر زمین خود را آبیاری مینماید در حالیکه حق جریان آب را بر اراضی ؼیر نداشته
باشد نمیتواند مالک زمین مذکور را به جریان آب خود مجبور گرداند.
ماده ۵۰۵۷
هرگاه شخص حق جریان آب را بر زمین دیگری داشته باشد، مالک زمین مذکور نمی تواند مانع جریان آب او در زمین
خود گردد.
ماده ۵۰۵۱
شخصیکه زمین خود را بصورت عادی طوریکه زمین آن را تحمل بتواند، آبیاری نماید و به آثر آن آب در زمین شخص
دیگری جریاد داشته پیدا کند و زراعت او را از بین ببرد، ضامن شناخته نمیشود و اگر زمین خود را بصورت ؼیر عادی
آبیاری نموده و شخص دیگری از آن متضرر گردد، ضامن شناخته میشود.
ماده ۵۰۵۵
حقابه بمیراث برده میشود و با استفاده از آن وصیت جواز دارد.
ماده ۵۰۵۲
۱) ( حق آبه زمین ، تابع زمین می باشد.
هبه و ،( فروش۲) اجاره حقابه زمین زاید از ضرورت صاحب زمین، جز بمنظور آبیاری زمین جواز ندارد.
۳) ( سایر احکام مربوط به حق آبه و آبیاری زمین که در بین قانون پیش بینی نشده، تابع احکام قانون خاص میباشد.
ماده ۵۰۵۷
مالک زمین مکلؾ است ، بجریان آب کافی بمنظور آبیاری زمین های دور ملکیت اشخاص دیگر از منبع آب بر زمین خود
اجازه بدهد و همچنان به فاضل آب آبیاری شده زمین های مذکور که در نزدیک ترین جوی عمومی بریزد، اجازه نماید.
مشروط براینکه در برابر آن تعویض عادالنه داده شود.

ACKU

311

ماده ۵۰۵۱
هرگاه تمام مشترکین آب به رضائیت خویش باصالحات ضروری نهر یا جوی نپردازند ، به اساس مطالبه هریک از
شرکاء باین امر وادار ساخته میشوند.
ماده ۵۰۵۰
مالک از مینیکه اصال براه عام اتصال ندارد ویا راه مرور به آن ناکافی و دشوار باشد، طوریکه احداث راه کافی بدون
تحمل مصارؾ گزاؾ یا دشواری بزرگ میسر نباشد، میتواند در برابر تعویض عادالنه در زمین همجوار به اندازه الزم
تصرؾ وآن را استعمال نماید. مشروط براینکه از حد معتاد تجاوز ننماید واین حق تنها در موضع استعمال شده می تواند
که باکمترین ضرر رفت وآمد مقصود بدست آید.
ماده ۵۰۶۱
هرگاه مانع اتصال براه عام از تقسیم و تجزیه قانونی عقار نشات کرده باشد و احداث راه کافی در اجراء عقار مذکور
ممکن باشد ، مطالبه حق مرور بجز در همان اجزاء جواز ندارد.
ماده ۵۰۶۵
هریک از مالکین اراضی همجوار، میتوانند طرؾ دیگر را با تعیین حدود در اراضی اتصال یافته یکدیگر مجبور سازند.
مصارؾ تعیین حدود بین طرفین مشترک می باشد.
ماده ۵۰۶۶
هرگاه دیواری بین دو نفر مشترک باشد، یکی از طرفین نمیتواند بدون اجازه طرؾ دیگر به تؽییر ارتفاع آن بپردازد
یابناء دیگری را به آن بیفزاید.
ماده ۵۰۶۷
هریک از شرکاء می توانند باالی دیوار مشترک باندازه شریک چوب یا ، دیگر مواد استنادیه های خویش را بگذارد،
مشروط براینکه از حدود مقاومت دیوار مذکور تجاوز نکند. تزئید یا تؽییر مکان چوب از طرؾ یا شریک بدون اجازه
شریک دیگر با رعایت سالمت دیوار جواز ندارد.
ماده ۵۰۶۱
هرگاه دیوار مشترک مقاومت خود را از دست داده و خوؾ انهدام آن موجود باشد، اگر یکی از شرکاء اراده خراب کردن
آنرا بنماید و شریک دیگر ممانعت کند، منع کننده به تخریب دیوار مجبور کرده میشود.
ACKU

312

ماده ۵۰۶۵
هرگاه شرکاء بانهدام دیوار مشترک بپردازند، یا دیوار مذکور به افتد وهر شریک باالی آن چیزی گذاشته باشد و در تعمیر
مجدد آن یکی از شرکاء ممانعت نماید، شریک منع کننده بصورت مطلق به ساختن آن مکلؾ میشود. در صورتیکه یکی از
شرکاء به اجازه محکمه با عمار آن بپردازد، مصارؾ آنرا به مقدار حصه شریک دیگر مطالبه کرده میتواند وتا زمانیکه
شریک مذکور حصه خویش را نپردازد شریک دیگر میتواند او را از استفاده از دیوار منع نماید.
ماده ۵۰۶۲
دیواریکه هنگام بناء حد فاصل بین دو عمارت باشد، تا زمان جدائی دو بناء دیوار مشترک دانسته میشود. مگر وقتیکه دلیل
دیگری بعکس آن ظاهر شود.
ماده ۵۰۶۷
همجواریکه در مصارؾ اعمار دیوار سهم نگرفته، وقتی شریک دیوار شناخته میشود که نصؾ مصارؾ بناء و نصؾ
قیمت زمین را که دیوار بر آن واقع است، بپردازد.
ماده ۵۰۶۱
،همجوار نمیتواند همجوار دیگر را باعمار دیوار یا چیز دیگری در داخل حدود ملکیت او مکلؾ سازد ، همچنان نمیتواند او
را به دادن قسمتی از دیوار او یا قسمتی از زمینیکه دیوار برآن بنا شده وادار سازد مگر در حدود حکم ماده )۱۳۲۳( این
قانون.
ماده ۵۰۶۰
همجوار حق ندارد ، بطرؾ همجوار خود در مسافه کمتر از یک متر کلکین یا کلکینچه داشته باشد مسافه از عقب دیواریکه
کلکین یا کلکینچه در ان واقع است یا از کنار خارجی دیوار اندازه میشود.
ماده ۵۰۷۱
همجوار میتواند که کلکین ، کلکینچه مالقی در برابر عقار همجوار که در عین وقت در برابر را ،ه عام باشد داشته باشد.
ماده ۵۰۷۵
روشن دانیکه قاعده آن از سطح اطاق بیشتر از قامت انسان ارتفاع داشته باشد و منظور از آن جریان هوا و داخل شدن
،روشنی باشد طوریکه دیدن از آن عادتؤ برعقار همجوار ممکن نباشد ، اندازه مسافه در آن شرط نیست.
ACKU

313

ماده ۵۰۷۶
دست ،فابریکه گاه تجارتی، چاه دیگر تاسیساتیکه به همجوار ضرر می رساند، باید در مسافه اعمار گردد که ضرر آن به
همجوار نرسد.
ماده ۵۰۷۷
هرگاه عقد یا وصیت متضمن شرطی باشد که بمقتضای آن تصرؾ در مال منع گردیده باشد ، شرط مذکور تا زمانیکه مبنی
بر سبب مشروع ومنحصر بمدت معقول نباشد صحیح نمیباشد . سبب وقتی مشروع پنداشته میشود که منظور از منع
تصرؾ حمایت منفعت حایز متصرؾ یا متصرؾ الیه یا شخص ثالث باشد و مدت هنگامی معقول شمرده میشود که مقید به
حیات متصرؾ یا متصرؾ الیه یا شخص ثالث باشد.
ماده ۵۰۷۱
هرگاه شرط وارده در عقد یا وصیت مبنی بر منع از تصرؾ طبق حکم ماده )۱۳۳۳( این قانون صحیح باشد هرنوع
تصرؾ مخالؾ آن باطل شمرده میشود.

قسمت سوم
ملکیت مشاع

ماده ۵۰۷۵
هرگاه ملکیت عین، بین دو نفر یا زیاده از آن مشاع باشد، هریک آنها باندازه حصه خویش از آن حق استفاده داشته
ومیتواند در آن طوری تصرؾ نماید که به شریک دیگر ضرر عاید نگردد. همچنان در صورتیکه مقدار مشاع معلوم باشد
بیع و بهره بر داری آن بصورت مشاع جواز دارد واستعمال آن نیز حقوق سایر شرکاء ضرر عاید نگردد.
ماده ۵۰۷۲
هرگاه یکی از شرکاء یک قسمت معین مال مشاع را تصرؾ نماید و آن قسمت مال حین قسمت در ،او واقع نشود حصه
حق متصرؾ الیه بهمان جزئیکه بعد از تقسیم به متصرؾ تعلق میگیرد ، انتقال می نماید . و در صورتیکه متصرؾ عدم
معرفت خویش را مبنی بر ملکیت مشاع در عین متصرؾ فیها ثابت نماید میتواند به ابط ، ال تصرؾ بپردازد.
ماده ۵۰۷۷
اداره مال مشاع حق تمام شرکاء میباشد م ، گر اینکه موافقه طور دیگری صورت گرفته باشد.
ACKU

314

ماده ۵۰۷۱
شرکاء در مال مشاع تابع رای اکثریت میباشند واکثریت به اساس قیمت حصصی محاسبه میشودند در صورت عدم تحقق
اکثریت محکمه میتواند تدابیر ضروری را به اساس در خواست یکی از شرکاء اتخاذ نماید ، همچنان محکمه میتواند هنگام
ضرورت شخصی را تعیین نماید تامال مشاع را اداره نماید.
ماده ۵۰۷۰
هریک از شرکاء مال مشاع میتواند وسایل الزمی را جهت حفاظت مال مذکور اتخاذ نماید ، گرچه سایر شرکاء به آن
موافقت نداشته باشند.
ماده ۵۰۱۱
هریک از شرکاء باندازه حصه خود در خانه مشترک حق سکونت را دارد.
ماده ۵۰۱۵
یکی از دو حصه شریک در دست شریک دیگر حیثیت امانت را داشته، در صورتیکه بدون قصور او ازبین برود، ضامن
شناخته نمیشود.
ماده ۵۰۱۶
هرگاه ملکیت مشترک محتاج اصالح و ترمیم باشد ، شرکاء در آن مشترکؤ به اندازه حصص خود سهم میگیرند.
ماده ۵۰۱۷
هرگاه یک شریک به اجازه سایر شرکاء در اعمار ملکیت مشترک بپردازد میتواند مصارؾ آن را به اندازه حصص
هریک مطالبه نماید و در صورتیکه بدون اجازه بچنین عمل مبادرت نموده باشد متبرع شناخته شده و شریکی که به قیمت
حصه خود اجازه نداده رجوع کرده نمی تواند.
ماده ۵۰۱۱
(۱) هرگاه ملکیت مشترکی که قابل قسمت نبوده محتاج اصالح و ترمیم گردد و یکی از شرکاء ؼایب باشد حصول اجازه ،
محکمه در خصوص اعمار آن حتمی است . درین صورت کسیکه به ترمیم می پردازد میتواند مصارؾ مذکور را از
شرکاء و شریک و ؼایب بعد از حضور وی با ندازه حصه هر یک مطالبه نماید.
۲) ( اگر اقدام مذکور بدون اجازه صورت گیرد ، راجع به مصارؾ خود برسایر شرکاء رجوع کرده نمی تواند.
ACKU

315

ماده ۵۰۱۵
یکهرگاه مل ت مشترک ؼیر قابل قسمت منهدم گردد و یکی از شرکاء اراده اعمار آنرا داشته و دیگری امتناع آورد ممتنع ،
به اعمار مکلؾ شده نمیتواند . در صورتیکه یکی از شرکاء بدون اجازه شریک دیگر و یا محکمه به آن اقدام نماید متبرع
.شناخته میشود
ماده ۵۰۱۲
هرگاه قسمتی از ملک مشترک ؼیر قابل قسمت،منهدم گردد ویکی از شرکاء اراده اعمار آنرا داشته و شرکاء دیگر از آن
امتناع آورند، در حالیکه شریک باجازه محکمه به اعمار آن اقدام نماید، میتواند سایر شرکاء را الی زمان تادیه مصرؾ
حصه آنها را از انتفاع ملکیت مذکور منع نماید و اگر شریک بدون اجازه محکمه به اعمار آن اقدام نماید، حق مراجعه او
بر سایر شرکاء ساقط می گردد.
ماده ۵۰۱۷
هرگاه ملکیت مشترک ؼیر قابل قسمت کامال منهدم گردیده و هموار شود، هیچ یک از شرکاء به اعمار آن مکلؾ نبوده
زمین بین شرکاء تقسیم میشود.
ماده ۵۰۱۱
مصارؾ اداره کردن حفاظت و مالیات وسایر تکالیؾ عایده یا تعیین شده ، برمال مشترک را هر شریک به اندازه حصه
خود در مال مشترک متحمل میگردد. مگر اینکه موافقه طور دیگری صورت گرفته باشد.
ماده ۵۰۱۰
شرکائیکه حد آقل مالک سه ربع مال مشاع باشند ، میتوانند بااعالن به سایر شرکاء در خصوص تصرؾ برمال مذکور
تصمیم اتخاذ نمایند ، مشروط براینکه به اسباب موجبه قدیمه استناد نمایند ، شریکی که براتخاذ چنین تصمیم اعتراضی داشته
،باشد میتواند در خالل دو ماه از تاریخ اعالن به محکمه باصالحیت رجوع نماید ، محکمه می تواند برضرورت تصرؾ
حکم ویا آنرارد نماید.
ماده ۵۰۵۱
۱) ( شریک در مال مشاع منقول یا در مجموع اموال میتواند قبل از تقسیم مطالبه اس تر داد آن حصه از مال مشاع را نماید
که از جانب شریک دیگر بفروش رسیده، مشروط براینکه این مطالبه را در خالل مدت سی روز از تاریخ علم او بفروش
یا از تاریخ اعالن بفروش ؼرض اطالع ببایع و مشتری توجیه نموده باشد، در این صورت مسترد کننده در تمام حقوق و
تعهدات قایم مقام مشتری قرار میگیرد، بشرطیکه تمام مصارؾ او را تعویض نماید.

ACKU

316

)۲( اگر شرکائیکه رد کردن مال فروخته شده فقره فوق را مطالبه مینمایند متعدد باشند، هریک میتواند به اندازه حصه خود
در آنرا مطالبه نماید.

قسمت چارم
رفع مشاع باثر تقسیم

ماده ۵۰۵۵
،تقسیم عبارت است از تعیین حصه مشاع و اداء آن که برضائیت شرکاء یا حکم محکمه صورت میگیرد.
ماده ۵۰۵۶
تقسیم رضائی در ؼیاب یکی از تقسیم کنندگان جواز ندارد، ولی یا وصی صؽیر در تقسیم قایم مقام صؽیر میگردد،
مشروط براینکه محکمه باصالحیت مطابق باحکام قانون به آن موافقت نماید.
ماده ۵۰۵۷
اگر شرکاء به ابقای مال مشاع به اساس حکم قانون یا موافقه، مکلؾ نشده باشند، هریک از شرکاء میتواند از محکمه تقسیم
مال مشاع را مطالبه نماید. منع تقسیم مال مشاع باساس موافقه در مدتی که از پنج سال تجاوز نماید جواز ندارد. و در
صورتیکه مدت موافقه بیش از پنج سال نباشد، در مورد شریک وخلؾ او نافذ شمرده میشود.
ماده ۵۰۵۱
باید مال قابلیت تقسیم را داشته باشد ، در ؼیر آن به اساس تقسیم استفاده مطلوب از بین میرود.
ماده ۵۰۵۵
هرگاه مال قابل قسمت باشد محکمه میتواند هنگام مطالبه تقسیم از جانب یکی از شرکاء یک یا چند نفر اهل خبره را به
منظور ترتیب وتقسیم حصه هر شریک موظؾ نماید.
ماده ۵۰۵۲
اهل خبره حصص را به اساس خورد ترین سهم تقسیم میکن ،د گرچه تقسیم جزئی باشد. در صورت عدم امکان می توانند
حصه هریک از شرکاء را تعیین و مجزا نمایند.
ماده ۵۰۵۷
معادله حصص حسب استحقاق که در آن نقصان فاحش نباشد حتمی است. ،

ACKU

317

ماده ۵۰۵۱
حقوق مشترک متقاسمین بر اعیان تحت قسمت هنگام تقسیم رعایت میشود.
ماده ۵۰۵۰
تقسیم بدو شکل صورت میگیرد. یکی به جمع حصه مشاع در هر فرد از افراد مال اعیان مشترک تقسیم جمع یاد میشود
ودیگری به تعیین حصص مشاع در یک عین مشترک که تقسیم تفریق نامیده میشود.
ماده ۵۰۲۱
معادل کمبود حصص به پرداخت مال اضافی از جانب کسیکه بیشتر حصه گرفته است، جواز دارد.
ماده ۵۰۲۵
در تقسیم رضائی خیار شرط ، خیار رویت وخیار عیب ، طبق موافقه طرفین واحکام قانون تطبیق می گردد.
ماده ۵۰۲۶
هرگاه یکی از شرکاء در ملک مشترک بدون اجازه باقی شرکاء برای خود تعمیری بسازد ودر تقسیم به دیگری حصه
اصابت کند به انهدام آن مکلؾ میشود.
ماده ۵۰۲۷
در دعوی تقسیم محکمه ابتدائیه که اعیان مورد تقسیم در حوزه آن قرار دارد ، ذیصالح شناخته میشود.
ماده ۵۰۲۱
محکمه ابتدائیه مندرج ماده )۱۳۳۳( این قانون منازعات ناشی از تعیین حصص وسایر منازعات مربوط را که قانونؤ در
ساحه صالحیت آن داخل باشد حل وفصل م ، ی نماید.
ماده ۵۰۲۵
هرگاه هنگام رسیدگی محکمه ابتدائیه بدعوی تقسیم منازعات دیگری بروز نماید، محکمه مکلؾ است دعوی تقسیم را
تازمان انفصال قطعی منازعات مذکور متوقؾ سازد.
ماده ۵۰۲۲
( ه ۱) رگاه منازعه قطع شود و حصص بطریق رضائی تعیین گردد، محکمه باعطای حصه مفرزه هریک از شرکاء حکم
می نماید.

ACKU

318

۲) ( در صورتیکه حصص بطریق رضائی تعیین نگردد، تقسیم بین شرکاء باساس قرعه صورت گرفته ودر محضر
محکمه درج گردیده وباعطاء حصه مفرزه هر شریک حکم صادر می گردد.
ماده ۵۰۲۷
هرگاه تقسیم عین مال متعذر بوده یا مال که تقسیم آن مطلوب است در اثر تقسیم قیمت آن بسیار زیاد تنزیل نماید، مال طبق
احکام قانون اصول محاکمات مدنی به فروش میرسد.
ماده ۵۰۲۱
در دعوی تقسیم ادخال ، دائنینیکه حقوق آنها مقید است ودائنینیکه در انجام تقسیم عین یا بفروش مال طور مزایده اعتراض
،مینمایند حتمی شمرده میشود . در ؼیر آن تقسیم در حق آنها نافذ نمی گردد.
ماده ۵۰۲۰
هرگاه علیه میت بعد از تقسیم متروکه اودین ظاهر شود، فسخ تقسیم جواز دارد. مگر اینکه ورثه دین را تادیه یا داین از
دین خود بورثه ابراء نماید ویا از میت مال دیگری ؼیر از مال تقسیم شده باقیمانده باشد که دین را تکافو نماید.
ماده ۵۰۷۱
متقاسم از ملکیت مال مشاع مالک ، حصه شناخته میشود که در تقسیم باو تعلق گرفته ودر حصص باقیمانده مالک چیزی
نمی باشد.
ماده ۵۰۷۵
متقاسمان در برابر یکدیگر از تعرض یا استحقاق که بنا به سبب قبل از تقسیم واقع شود، ضامن می باشند. هریک آنها
بتناسب حصه خود باعتبار قیمت روز تقسیم مال به تادیه تعویض به مستحق ضمان مکلؾ می باشد. اگر یکی از متقاسمان
نا دار باشد، مقدار ضمان که بر اوالزم است بر تمام متقاسمان دارنده ومستحق ضمان، توزیع میگردد.
ماده ۵۰۷۶
تضمین در حاالت آتی مورد ندارد:
۱ – ا گر بموجب موافقه صریح بنابر موجبه خاص که ضمان از آن نشات کرده تضمین عفو شده باشد.
۲ – استحقاق به خطاء شخص متقاسم راجع باشد.

ACKU

319

ماده ۵۰۷۷
۱) ( نقض تقسیم رضائی بشرطی جواز دارد که یکی از متقاسمان ثابت نماید که از تقسیم باثرؼبن باندازه بیش از خمس
قیمت به او ضرر عاید شده است . در تعیین اندازه ؼبن قیمت روز تقسیم مال اعتبار داده میشود.
۲) ( بعد از انقضای سال مابعد تقسیم دعوی شنیده نمیشود دو مدعی علیه میتواند باپرداخت نقد یا عین که کمبود حصه
مدعی را پوره کند ، دعوی را متوقؾ نماید.

قسمت پنجم
تقسیم منافع

ماده ۵۰۷۱
تقسیم منافع یا زمانی میباشد و یا مکانی و هر دوی آن بصورت رضائی یا قضائی انجام می گردد.
ماده ۵۰۷۵
در تقسیم منافع مکانی ، شرکاء موافقه مینمایند که هریک آن از جزء معین منفعت مال که با حصه او در مال مشترک مشاع
،مساوی باشد استفاده نموده ودر مقابل آن از استفاده کردن اجزاء باقیمانده حصه خود به شرکاء دیگر تنازل نماید. مدت این
موافقه از پنج سال تجاوز کرده نمیتواند. اگر مدت تعیین نشده باشد، موافقه تامدت یکسال دوام میکند و در صورتیکه قبل
از سه مه از تاریخ ختم سال شریک عدم رضائیت خود را بسایر شرکاء ابالغ ننماید، موافقه برای سال آینده نیز تجدید شده
تلقی میگردد. اگر این تقسیم بهمین وضع تا مدت پانزده سال دوام کند. تقسیم نهائی شمرده میشود.
ماده ۵۰۷۲
۱) ( تقسیم منافع زمانی ، آن است که شرکاء موافقه نمایند بصورت متناوب از منافع تمام مال مشترک هر یک آن برای
مدتی که متناسب استفاده نمایند. ،او باشد حصه
( ا۲) گر یکی از شرکاء در مال ؼیر قابل قسمت، مطالبه تقسیم منافع نماید و شرکاء دیگر از آن امتناع آورند، تقسیم منافع
بصورت جبری صورت میگیرد.
ماده ۵۰۷۷
تقسیم منافع از حیث جواز تمسک به آن برؼیر و از حیث اهلیت متقاسمان ، حقوق و تعهدات آنها وطرق اثبات تابع احکام
عقد اجاره شناخته میشود ، مشروط براینکه احکام مذکور باطبیعت این تقسیم معارض نباشد.
ACKU

320
قسمت ششم

مشاع اجباری و ملکیت طبقات منازل
مبحث اول – مشاع اجباری

ماده ۵۰۷۱
هرگاه از منظور تهیه مال مشاع چنین معلوم گردد که مال مذکور باید بصورت دایم باقی ماند، شرکاء نمی توانند تقسیم آنرا
مطالبه نمایند.
مبحث دوم – ملکیت طبقات
ماده ۵۰۷۰
هرگاه یکی مالک طبقه باال ودیگری مالک طبقه پائین عمارت باشد، مالک طبقه باال حق قرار را بر سقؾ داشته و سقؾ
ملکیت مالک طبقه پائین شناخته میشود.
مالک طبقه باال از سطح آن بصورت معتاد حق استفاده را دارد مالک طبقه پائین عمارت در طبقه باال در حدود صیانت
حق خود حق دارد.
ماده ۵۰۱۱
هرگاه دروازه مدخل طبقه باال وپائین عمارت یکی باشد ، مالکین هردو طبقه حق استعمال آنرا بصورت مشترک داشته هیچ
یک دیگری را از استفاده از آن منع کرده نمیتواند.
ماده ۵۰۱۵
هرگاه مالک طبقه پائین عمارت طبقه مذکور را تجاوزأ تخریب نماید، به تجدید بنا بصورت جبری مکلؾ می باشد.
ماده ۵۰۱۶
( هر۱) گاه طبقه پائین عمارت بدون فعل مالک آن منهدم گردد به بناء آن مکلؾ می باشد.
اگر مالک منزل پائین از اعمار مجدد آن امتناع آورد و مالک طبقه باال به اجازه مالک طبقه پائین یا اجازه محکمه باعمار
،آن بپردازد میتواند مصارؾ اعمار را از مالک طبقه پائین حاصل نماید.

ACKU

321

)۲( اگر مالک طبقه باال بدون اجازه مالک طبقه پائین یا بدون اجازه محکمه باعمار اقدام کند، حق مراجعه او برمالک
طبقه پائین منحصر به قیمت بنا میباشد و قیمت به اساس نرخ گذاری اهل خبره به قیمت روز اعمار تعیین میشود نه قیمت
روز مراجعه.
ماده ۵۰۱۷
مالک طبقه باال در هردو حالت مندرج ماده )۱۳۳۲ ،( این قانون میتواند مالک طبقه پائین را از سکونت و استفاده طبقه
مذکور تا زمانی منع نماید که حق .او را تادیه کند همچنان میتواند به اجازه محکمه آنرا به اجاره داده واز اجرت آن حق
خو را ب د گیرد.
ماده ۵۰۱۱
مالک طبقه باال نمیتواند بدون اجازه مالک طبقه پائین در باالی منزل بنا جدید اعمار یا به ارتفاع منزل خود اقدام کند ، مگر
اینکه ثابت شود عمل مذکور به طبقه پائین ضرر عاید نمیکند. در اینصورت میتواند بدون اجازه مالک طبقه پائین به اعمار
یا ارتفاع آن اقدام کند.

فصل دوم
اسباب کسب ملکیت
قسمت اول
تصاحب

ماده ۵۰۱۵
شخصیکه مال منقول مباح را قبل از دیگران بدست آرد، مالک آن شناخته میشود.
ماده ۵۰۱۲
هرگاه مالک مال منقول از ملکیت آن صرؾ نظر نماید، به مال مباح تبدیل می گردد.
ماده ۵۰۱۷
،احراز یا حقیقی است که با گذاشتن دست فعلی برشی یا حکمی است که به تهیه سبب آن محقق می گردد.
ACKU

322

ماده ۵۰۱۱
هرگاه معدن، خزانه یا آثار باستانی در اراضی مملو که شخصی کشؾ گردد، ملکیت آن از دولت بوده عالوه بر اعطای
مکافات برای مالک زمین مطابق به قانون استمالک میگردد.
ماده ۵۰۱۰
کسیکه در اراضی دولتی معدن ، خزانه دفن شده یا اثر باستانی را بیابد ملک دولت شمرده شده مقامات باصالحیت در مقابل
به او مکافات مناسب تعیین میکنند.
ماده ۵۰۰۱
حقوق در شکار لقطه و ،آبی و زمینی آثار تاریخی توسط قوانین خاص تنظیم می گردد.
ماده ۵۰۰۵
اراضی زراعتی ال مالک ملکیت دولت بوده تملک آن بدون اجازه دولت وخالؾ احکام قانون جواز ندارد.
ماده ۵۰۰۶
اراضی بایر ؼیر قابل انتفاع که المالک باشد ، ملک شخصی شناخته میشود که با اجازه حکومت آن را تصرؾ وآباد نموده
ا .باشد گر اراضی بایر والمالک به اجازه حکومت آباد گردد ودر آن کشت زراعت وبنا آباد کند آباد کننده مالک آن شناخته
شده و به تادیه مالیات مکلؾ میشود، مگر اینکه قانون خاص طور دیگر حکم کرده باشد.

قسمت دوم
انتقال ملکیت به سبب وفات
مبحث اول میراث
فرع اول – احکام عمومی

ماده ۵۰۰۷
ملکیت اموال منقول و عقار وحقوقیکه از مورث به ارث گذاشته شود، مطابق قواعد و حصص مندرج مواد ذیل بورثه
انتقال می یابد:

ACKU

323

ماده ۵۰۰۱
استحقاق ارث بمرگ مورث یا به اعتباراینکه به حکم قاضی مرده شمرده شده، تحقق می یابد.
ماده ۵۰۰۵
برای تثبیت استحقاق ارث ، تحقق حیات حقیقی یا حکمی وارث هنگام مرگ مورث یا هنگام صدور حکم به مرگ مورث،
حتمی شمرده میشود.
ماده ۵۰۰۲
هرگاه دو نفر بمیرد و معلوم شده نتواند که کدام یکی از آنها اول مرده در متروکه دیگری مستحق شده نمی تواند، اعم از
اینکه مرگ آنها در یک حادثه باشد یا در حوادث مختلؾ.
فرع دوم – متروکه
و توزیع آن
ماده ۵۰۰۷
از متروکه به ترتیب ذیل تادیه میشود:
۱ مصارؾ تکفین و تجهیزمیت تازمان دفن.
۲ – اداء دیونیکه بر ذمه او واجب است.
۳ – وصیت میت از ثلث مابقی متروکه بعد از تادیه دین.
۳ تقسیم باقیمانده متروکه به ورثه مطابق احکام میراث.
ماده ۵۰۰۱
( هر۱) گاه طبق حکم فقره )۳( ماده )۱۳۳۳( در این قانون مستحق میراث موجود نگردد، میراث متروکه متباقی حسب
ذیل توزیع میشود:
۱ استحقاق شخصیکه میت به نسب او به ؼیر از خود اقرار نموده باشد.
۲ – وصیت زاید از حدودیکه وصیت در آن تنفیذ میشود.
۲) ( در صورتیکه اشخاص فوق این ماده موجود نشوند متروکه یا آنچه از آن باقی مانده ، به دولت تعلق می گیرد.

ACKU

324

فرع سوم – موانع میراث
ماده ۵۰۰۰
از موانع میراث قتل عمدی مورث است ، اعم از اینکه قاتل فاعل اصلی یا شریک یا شاهد ناحق باشد که شهادت ناحق او
موجب حکم اعدام و تنفیذ آن گردیده باشد. مشروط بر اینکه قتل بدون حق و بدون عذر بوده وقاتل عاقل وسن هجده سالگی
را تکمیل نموده باشد.
ماده ۶۱۱۱
( استحقاق۱) ارث بین مسلمان و ؼیر مسلمان نیست . اما ؼیر مسلمان از یکدیگر مستحق میراث شده می توانند. اختالؾ
دوکشور در بین مسلمین وؼیر مسلمین مانع میراث نمی گردد، مگر اینکه قانون ملکیت بیگانه میراث بردن بیگانه را منع
نموده باشد.
)۲( اجانب نمی توانند بر اساس ارث مندرج فقره )۱ ( این ماده، حق ملکیت را در اموال عقاری تمسک نماید.
فرع چهارم – اسباب میراث
ماده ۶۱۱۵
۱) ( اسباب میراث – زوجیت و قرابت است.
ماده ۶۱۱۶
ارث به اساس زوجیت تنها به طریقه فرض بوده و در قرابت به طریقه فرض عصوبت یا به هردو یا رحم یا عاریت قواعد
رد می باشد. حجب و
ماده ۶۱۱۷
هرگاه یکی از ورثه از دو جهت مستحق ارث باشد، با رعایت احکام این فصل از هردو جهت میراث برده می تواند.
جزء اول – میراث بطریق فرض
ماده ۶۱۱۱
فرض سهم معین وارث است. در توزیع متروکه و در میراث سهام صاحبان فروض مقدمم به دیگران داده میشود.

ACKU

325

صاحبان فروض عبارت اند از پدر ، جد صحیح گرچه مراتب آن باالرود ،زوجه ،زوج ،خواهر مادری ،برادر مادر ی ،
دختر یا دختران دختر یا دختران پسر گرچه مراتب آنها تنزیل نماید خواهر عینی ، خواهر پدری مادر جد صحیحه گرچه
مراتب آن ها باال رود.
ماده ۶۱۱۵
۱) ( بارعایت حکم ماده )۲۰۲۲( این قانون اگر از متوفی پدر وپسر یا پسر پسر گرچه مراتب او تنزیل یابد موجود شود،
حصه پدر سدس میباشد.
)۲( جد صحیح کسی است که در نسبت وی به میت اناث داخل نشود و حصه وی به ترتیبیکه در ماده )۲۰۰۳( این قانون
درج است سدس می باشد.
ماده ۶۱۱۲
حصه او سدس ودر حالیکه متعدد باشند آنها ثلث حصه اوال مادری اعم از پسر و دختر در صورتیکه تنها یک فرد باشد ،
،می باشد ذکور و اناث آنها در تقسیم برابر اند.
در حالت دوم اگر ذوی الفروض تمام متروکه را در برگیرد با اوالد مادری برادر یا برادران عینی، بصورت جداگانه یا
همراه با خواهر یا خواهران عینی، شریک میشوند و دربین آنها ثلث به ترتیب فوق تقسیم میشود.
ماده ۶۱۱۷
۱) ( برای زوج در حال نداشتن اوالد یا اوالد پسر گرچه مراتب او تنزیل نماید. نصؾ میراث میرسد و در حال موجودیت
حصه میراث میرسد. اوالد یا اوالد پسر گرچه مراتب او تنزیل کند، چهارم
)۲( زوجه گرچه مطلقه رجعی باشد در صورتیکه شوهر در حال بقای عدت اووفات نماید، یا زوجات در صورت نداشتن
صه میراث و در صورت وجود اوالد یا اوالد پسر گرچه مراتب اوالد یا اوالد پسر گرچه مراتب او تنزیل نماید، چهارم ح
تنزیل کند، هشتم حصه میراث را مستحق میشوند.
)۳( مطلقه طالق باین در مرض موت حکم زوجه را دارد، مشروط براینکه زوجه برطالق راضی نبوده وطالق کننده در
همان مرض بمیرد ومطلقه هنوز در عدت باشد.
ماده ۶۱۱۱
دختران بارعایت حکم ماده ) ۲۰۱۳( این قانون حسب ذیل مستحق میراث میگردند:
۱ – یکدختر نصؾ دویا بیشتر از آن ثلثان میراث را مستحق میگردند.

ACKU

326

۲ – دختران پسر در حال نداشتن دختر یا دختر پسر که از حیث درجه ازوی باالتر باشد ، مستحق میراث مندرج فقره فوق
میگردند. دختران پسریکی باشندیا بیشتر از آن ، در صورت موجودیت دختر یا دختر پسر که در درجه باالتر ازوی قرار
داشته باشد، مستحق ششم حصه میراث میگردند.
ماده ۶۱۱۰
خواهران عینی بارعایت حکم مواد ) ۲۰۱۳ و ۲۰۲۰( این قانون حسب آتی مستحق میراث می باشند:
۱ – یک خواهر عینی نصؾ ودو یا بیشتر از آن ثلثات میراث را مستحق می گردند.
۲ – خواهران پدری در حال نداشتن خواهر عینی ، حصص مندرج فقره فوق را وبا موجودیت یک خواهر عینی ششم ،
حصه میراث را مستحق میشوند . اعم از اینکه خواهران پدری یک نفر باشد یا بیشتر از آن.
ماده ۶۱۵۱
۱) ( مادر یا موجودیت اوالد یا اوالد پسر گرچه مراتب او تنزیل نماید. یا دو یا بیشتر از دو برادران و خواهران عینی
باشند یا پدری یا مادری ویا مختلط ششم حصه میراث را و در ؼیر از ین احوال ثلث میراث کل ترکه را مستحق میشود.
باستثنای حالتیکه تنها بایکی از زوجین وپدر یکجای شود، در ین حالت ثلث باقیمانده ترکه را بعد از حصه زوج یا زوجه
مستحق میشود.
)۲( جده صحیحه بمادر یکی از والدین یا جد صحیح اطالق میشود، گرچه مراتب باالرود جده یکی باشد یا متعدد مستحق
ششم حصه میراث می باشند و دربین آنها بصورت مساوی تقسیم می گردد.
ماده ۶۱۵۵
هرگاه حصص صاحبان فروض برمتروکه بیشتر گردد، ترکه بتناسب حصص آنها در میراث تقسیم میگردد.
جزء دوم میراث به طریق عصوبت
ماده ۶۱۵۶
عصبه شرعؤ باالی کسی اطالق میشود که در صورت نبودن صاحبان فروض تمام متروکه و درصورت موجودیت
اصحاب فروض در حالیکه از میراث محجوب نباشد ، باقیمانده اصحاب فروض را از متروکه مستحق میشود.
ماده ۶۱۵۷
هرگاه هیچ یک از صاحبان فروض موجود نبوده یا باوجود آنها تمام متروکه شامل حصص فروض نشود، تمام متروکه با
آنچه از اصحاب فروض باقیماند، به عصبه نسبی داده میشود.

ACKU

327

ماده ۶۱۵۱
عصبه نسبی به سه دسته تقسیم میشوند ،عصبه بنفسه : عصبه به سبب ؼیر ، عصبه مع ؼیر.
ماده ۶۱۵۵
،عصبه بنفسه کسی است که در قرابت او بمیت بؽیر محتاج نبوده ودر نسبت او بمیت اناث داخل نمی گردد.
ماده ۶۱۵۲
عصبه بنفسه به ترتیب ذیل دارای چار جهت است:
۱ – ،بنوت که شامل پسران و پسران پسر میشود ، گرچه درجه آنها تنزیل یابد.
۲ – ،ابوت که شامل پدر وجد صحیح میشود ، گرچه درجه آنها باال رود.
۳ – ،اخوت که شامل برادران عینی پدری و پسران آنها میگردد، گرچه درجات آنها پایان رود.
۳ – ،عمومت که شامل کاکاهای میت ، کاکا های پدر میت وکاکاهای جد صحیح میت میشود ، گرچه درجات آنها باال رود.
اعم از اینکه عینی باشند یا پدری وهمچنان شامل پسران و پسران پسر آنها میشود، گرچه درجات آنها پائین رود.
ماده ۶۱۵۷
هرگاه عصبه بنفسه از نظر جهت یکی باشند، قریب ترین آنها از لحاظ درجه به میت مستحق شمرده میشود، اگر در جهت
و درجه یکی باشند. حق اولیت به قرابت داده میشود، حق و اگر شخص دارای دو قرابت به میت باشد، بر شخصیکه
دارای یک قرابت است حق اولیت دارد. واگر از لحاظ جهت درجه وقوت قرابت مساوی باشند، میراث در بین آنها
مساویانه تقسیم می گردد.
ماده ۶۱۵۱
عصبه به سبب ؼیر ، به مونثی اطالق میشود که در عصبات بمیت محتاج بؽیر بوده ویا با ؼیر در عصوبت شریک باشد.
ماده ۶۱۵۰
۵) ( عصبه به ؼیر عبارت اند از:
۱ – دختران یا پسران.
۲ – دختران پسر، گرچه درجات آن پائین رود با پسران پسر، گرچه تنزیل نماید. در حالیکه پسران در درجه متوازی با
دختران یا پائین تر از آنها قرار داشته واز طریق دیگر مستحق ارث نشوند.

ACKU

328
۳ - خواهران عینی با برادران عینی و خواهران پدری با برادران پدری.
۲) ( در احوال مندرج فقره فوق این ماده مرد دوچند زن از میراث حصه میگیرد.
ماده ۶۱۶۱
عصبه مع ؼیر ، به مونثی اطالق میشود که در عصوبت خود به مونث دیگر محتاج بوده ومونث دیگر در عصوبت با او
شرکت نداشته باشد.
ماده ۶۱۶۵
۱) ( عصبه مع ؼیر، عبارت اند از : خواهران عینی یا پدری با دختران یا دختران پسر ، گرچه درجه آنها تنزیل نماید. درین
صورت باقی متروکه را بعد از ادای حصه فروض مستحق میشوند.
)۲( به اشخاص مندرج فقره فوق این ماده نسبت به سایر عصبه مانند برادران عینی و پدری اعتبار داده شده در حق تقدم.
درجه وقوت، تابع احکام آنها می باشند.
ماده ۶۱۶۶
هرگاه پدر یا پدر کالن یا دختر یا دختر پسر ، گرچه درچه تنزیل یابد یکجا شود ، حصه متروکه را بطریق فرض و باقیمانده
را به طریق عصبیت مستحق می گردد.
ماده ۶۱۶۷
( هر۱) گاه جد با برادران و خواهران عینی یا پدری جمع شود، دارای دو حالت ارثی می باشد:
-۱ سهم یک برادر را مستحق می گردد، در صورتیکه تنها باذکور یا با ذکور و اناث ویا تنها با اناثی که با فرع وارث در
میراث عصبه شده باشند، جمع شده باشد.
۲ – در حالتیکه جد با خواهرانیکه به ذکور یا با فرع وارث از اناث عصبه نشده باشد ، در اینصورت بعد از اصحاب
فروض به طریقه عصبیت مستحق میراث باقیمانده میگردد.
( هر ۲) گاه حالت مقاسمه یا وراثت به عصبیت به ترتیبی که در فقره فوق این ماده درج گردیده جد را از میراث محروم
حصه او از ششم حصه کم نماید به طریقه فرض مستحق ششم حصه می گردد.
نماید ویا
۳) ( درحالت مقاسمه به اوالد پدری که محجوب شده باشند ، اعتبار داده نمیشود.

ACKU

329

جزء سوم حجب
ماده ۶۱۶۱
حجب ، آن است که شخص اهلیت ارث را داشته مگر نسبت موجودیت وارث دیگر مستحق ارث نمی گردد. محجوب باعث
محجوبیت وارث دیگر میگردد.
ماده ۶۱۶۵
حجب بدو نوع است:
۱ – حجب نقصان که باعث تقلیل حصه مستحقه ارث میشود.
۲ – حجب حرمان که بصورت کلی از میراث محروم میشود.
ماده ۶۱۶۲
کسیکه به سبب یکی از موانع میراث از ارث محروم گردد، باعث حجب هیچ یک از ورثه شده نمیتواند.
ماده ۶۱۶۷
شش نفر از ورثه هیچ گاه به حجب حرمان مواجه نمی شوند وآنها عبارتند از پدر، مادر، پسر، دختر، زوج وزوجه.
ماده ۶۱۶۱
حجب نقصان بر پنج نفر از ورثه وارد میشود که آنها عبارتند از مادر دختر زوج وزوجه. ،خواهر پدری ،پسر ،
ماده ۶۱۶۰
پدر باعث حجب جد می گردد، خواه از طریق فرض مستحق ارث شود یا از طریق عصبیت یا هردو.
ماده ۶۱۷۱
مادر میت باعث حجب جدات از میراث میشود . اعم از اینکه جده پدری باشد یا مادری از طرؾ جد.
ماده ۶۱۷۵
پسر باعث حجب پسر پسر و همچنان هر پسر پسر که درجه او قریب تر باشد ، باعث حجب پسر پسری میگردد که درجه
او بعید تر باشد.

ACKU

330

ماده ۶۱۷۶
خواهران و برادران عینی باشند یا پدری یا مادری بموجودیت پدروبه وپسر وپسر پسر گرچه درجه شان تنزیل یابد، از
میراث محروم میشوند. همچنان برادران و خواهران مادری به موجودیت جد.
ماده ۶۱۷۷
برادر پدر بموجدیت برادر عینی وخواهر عینی ایکه عصبه با ؼیر گردد، محجوب میشود.
ماده ۶۱۷۱
پسر برادر عینی بواسطه هفت نفر از ورثه محجوب میشود وعبارت اند از برادر ،برادر عینی ،پسر، پسر ،پسر ،پدر :
پدری وخواهر عینی یا یدری ایکه عصبه باؼیر گردد.
ماده ۶۱۷۵
پسر برادر پدری عالوه برهفت نفر مندرج ماده )۲۰۳۳( این قانون بموجودیت پسر برادر عینی ، نیز محجوب میشود.
ماده ۶۱۷۲
برادر مادری بموجودیت شش نفر از ورثه محجوب میشوند که عبارتند از ،پدر : جد .پسر ، پسر پسر صلبی ودختر پسر.
ماده ۶۱۷۷
کاکای عینی بوجود ده نفر از ورثه محجوب میشود که عبارتند از: پدر، جد، پسر، پسر، پسر، برادر عینی، برادر پدری،
خواهر عینی یا پدری، مشروط براینکه هر دو نوع خواهر عصبه شوند وپسر برادر عینی یا پدری.
ماده ۶۱۷۱
پسر کاکای عینی با موجودیت وارثین مندرج مواد ) ۲۰۳۳ و ۲۰۳۳ ( این قانون محجوب میگردد.
و همچنان باوجود کاکای عینی محجوب می گردد و پسرکاکای پدری عالوتؤ بر اشخاص مندرج این ماده با پسر کاکای
عینی محجوب میشود.
ماده ۶۱۷۰
هرگاه دختران صلبی میت با دختران پسر میت اجتماع نمایند و دختران حایز دو ثلث ارث شوند. دختران پسر ساقط
میشوند. مگر اینکه پسر پسر موجود گردد.

ACKU

331

در اینصورت پسر پسر آنرا عصبه میسازد . مشروط براینکه در درجه آنها یا در درجات پائین تر باشد ، واین پسر پسر
دختران پسر را که در درجه پایانتر از او قرار دارند ، محجوب میسازد.
ماده ۶۱۱۱
هرگاه خواهران عینی دو ثلث متروکه یا بیشتر از آن را حایز شوند، خواهران پدری ساقط میشوند. مگر اینکه با آنها
برادر پدری وجود داشته باشد، در این صورت به واسطه آن عصبه میگردند.
ماده ۶۱۱۵
هرگاه خواهر عینی نصؾ متروکه را حایز گردد، خواهران پدری ساقط نگردیده، ششم حصه متروکه را مستحق میشوند.
جزء چارم – رد
ماده ۶۱۱۶
( هر۱) گاه ذوی الفروض تمامی متروکه را در برنگیرد وعصبه وجود نداشته باشد، باقیمانده فروض با ستثنای زوجین
متناسب به حصص فروض باالی ذوی الفروض توزیع میشود.
)۲( اگر یکی از عصبه نسبی یا یکی از ذوی الفروض یا ذوی االرحام موجود نباشد، باقی مانده متروکه بیکی از زوجین
رد میگردد.
زء پنجم ج – ارث
ذوی االرحام
ماده ۶۱۱۷
(۱) هرگاه هیچ یک از عصبات و اصحاب فروض نسبی وجود نداشته باشند، تمام متروکه یا باقیمانده آن به ذوی االرحام
پرداخته می شود.
۲) ( ذوی االرحام را چار صنؾ ذیل تشکیل میدهد که بالتر تیب یکی از دیگری در ارث مقدم شناخته میشود:
۱ – ،اوالد دختران گرچه مراتب آنها تنزیل نماید و اوالد دختران پسر، گرچه تنزیل درجه نمایند.
۲ – جد ؼیر صحیح، گرچه درجه او باال برود وجده ؼیر صحیحه، گرچه درجه او باال شود.
ACKU

332

۳ – پسران برادران مادری اوالد آنها ، گرچه درجه آنها تنزیل نماید واوالد خواهران عینی یا پدری یا مادری، گرچه
مراتب آنها تنزیل کند و دختران برادران عینی یا پدری یا مادری و اوالد آنها، گرچه مراتب تنزیل نماید. و دختران پسران
برادر عینی یا پدری، گرچه مراتب آنها تنزیل نماید و اوالد آنها، گرچه تنزیل درچه نمایند.
۳ – مشمولین شش طائفه آتی بعضی ضی دیبر بع گر به ترتیب ذیل در استحقاق ارث، مقدم می باشند:
الؾ – کاکای های مادری میت و عمه های او ماماهای او ، خاله های عینی یا پدری یا مادری او.
ب – اوالد طایفه یائیکه در جزء ) الؾ ( درج گردیده گرچه مراتب آنها تنزیل نماید و دختران کاکا های میت عینی یا
پدری باشند ودختران پسران آنها ، گرچه درجه آنها تنزیل نماید . واوالد همه آنها که درین تصریح ذکر شدند گرچه درجه ،
آنها تنزیل کند.
ج – کاکاهای مادری پدر میت ،عمه ها ، ماما ها و خاله های پدر میت اعم از اینکه عینی یا پدری مادری باشند و کاکاهای
،عمه ها ،مادر میت ماماها و خاله های مادر میت ، اعم ازاینکه عینی یا پدری یا مادری باشند.
د – اوالد طایفه های مندرج جزء )ج( گرچه مراتب آنها تنزیل نماید و دختران کاکاهای عینی یا پدری میت و دختران
،پسران آنها گرچه درجه آنها تنزیل نماید و اوالد دختران اشخاص مذکور ، گرچه تنزیل یابند.
هـ ،کاکا های پدر پدر مادرمیت وکاکا های پدر مادر میت و کاکا های مادر مادر میت و کاکاهای مادر پدر میت و عمه
ها و ماماهاو خاله های همه آنها اعم از اینک ، ه عینی یا پدری یامادری باشند.
و – اوالد طایفه های مندرج جز )هـ( گرچه تنزیل نمایند و دختران کاکاهای عینی یا پدری پدر ودختران ،پدر متوفی ،
پسران آنها گرچه تنزیل درجه نمایند واوالد اشخاصیکه در این جزء درج گردیده اند ، گرچه در درجه پائین قرار داشته
باشند.
ماده ۶۱۱۱
در صنؾ اول ذوی االرحام ترجیح باخذ میراث به کسانی داده میشود که درجه قرابت او به متوفی نزدیکتر باشد ا ، گر در
درجه مساوی باشند به اوالد صاحبان فرض ذوی االرحام ترجیح داده میشود، اگر در درجه مساوی باشند وولد صاحب
فرض وجود نداشته یاهمه اوالد اصحاب فروض باشند، در میراث شریک می گردند.
ماده ۶۱۱۵
در صنؾ دوم ذوی االرحام ، حق تقدیم در ارث به کسی داده میشود که درجه قرابت او به متوفی نزدیکتر باشد در حالیکه ،
در درجه قرابت باهم مساوی باشن ،د کسیکه به صاحب فرض منسوب میگردد، مقدم شناخته میشود. اگر باوجود تساوی
درجه هیچ یک بصاحب فرض منسوب نباشد یا همه بصاحبان فروض منسوب گردند، به جهت قرابت اعتبار داده میشود.

ACKU

333

در صورت اتحاد جهت ، در ارث شریک شناخته میشوند و در صورت اختالؾ جهت ، دو ثلث بصاحب جهت قرابت پدر
ویک ثلث به صاحب جهت قرابت مادر ، پرداخته میشود.
ماده ۶۱۱۲
۱) ( در صنؾ سوم ذوی االرحام بکسانی حق تقدم داده میشود که از لحاظ درجه قرابت به متوفی نزدیکتر باشند در .
صورت تساوی درجه قرابت ، اوالد عصبه نسبت به اوالد ذوی االحارم مقدم شناخته میشوند و در صورت عدم اختالؾ
ازین ناحیه به قوت قرابت به متوفی اعتبار داده میشود وکسیکه اصل از پدر و مادر باشد، نسبت به صاحب اصل پدری و
صاحب اصل پدری نسبت بصاحب اصل مادری ترجیح داده میشود.
۲) ( اگر از لحاظ درجه وقوت قرابت مساوی باشند، مساو یانه در ارث شرکت میورزند.
ماده ۶۱۱۷
( در۱) طایفه اول از طوایؾ صنؾ چارم مندرج ماده )۲۰۳۳( این قانون اگر اقارب جهت پدر منفرد شوند که عبارت از
کاکاهای مادری وعمه های میت است یا اقارب جهت مادری منفرد شوند که عبارت از ماماهای متوفی و خاله های او
است، بقوت قرابت اعتبار داده میشود و به آن اساس کسیکه از پدر و مادر باشد. نسبت به پدری و پدری نسبت به مادری
مقدم شناخته میشود. اگر در قرابت مساوی باشند در میراث شریک می گردند.
)۲( اگر اقارب هر دو جهت موجود باشد، به اقارب جهت پدر دوثلث و به اقارب جهت مادر یک ثلث از میراث داده
میشود و حصص هر جهت حسب تفصیل فقره )۱( این ماده در بین آنها تقسیم میشود.
۳) ( احکام فقرات ) ۲( و ) ۱ ( این ماده بر طوایؾ سوم وپنجم نیز تطبیق میشود.
ماده ۶۱۱۱
۱) ( در طایفه دوم نزدیکی درجه قرابت با متوفی مدار اعتبار قرار داده میشود . گرچه از یک جهت نباشند ودر صورت
برابری درجه و اتحاد جهت قوت قرابت مدنظر گرفته میشود. اگر اوالد عصبه یا اوالد ذوی االرحام باشد.
( ا۲) گر بعضی اوالد عصبه و بعضی اوالد ذوی االرحام باشند به اوالد عصبه ترجیح داده میشود ودر صورت اختالؾ
جهت، دو ثلث به جهت پدری ویک ثلث به جهت مادری پرداخته شده وحصص هر یک از جهات حسب طریقه فوق بین
آنها تقسیم میشود.
)۳( احکام فقرات )۱( و )۲( این ماده برطوایؾ چهارم و ششم نیز تطبیق میشود.
ماده ۶۱۱۰
هرگاه وارث از ذوی االرحام باشد، تعدد درجات قرابت اعتبار ندارد. مگر در صورتیکه اختالؾ جهت ثابت شود.

ACKU

334

ماده ۶۱۵۱
در ارث ذوی االرحام قاعده ای ، ذکور دوچند حصه حصه اناث رعایت میشود.
جزء ششم – مقوله به نسب
ماده ۶۱۵۵
۱) ( هرگاه متوفی به نسب کسیکه نسب او مجهول باشد. اعتراؾ، نموده باشد و نسب شخص مذکور از ؼیر ثابت نگردیده
و مقر نیز از اقرار خود منصرؾ نشود، مقرله مستحق متروکه شناخته میشود.
)۲( برای کسب استحقاق ارث، درین حالت حایت شخص مقرله حین وفات یا هنگام حکم به وفات حکمی شخص مقر
حتمی است. در ؼیر آن موانع ارث مقدم شناخته میشود.
جزء هفتم – احکام متفرق
اول – حمل
ماده ۶۱۵۶
هرگاه حمل باسایر ورثه شرکت نماید یا باعث حجب نقصان ورثه شود، حصه یک پسر یا یک دختر هریکی که بیشتر
باشد او گذاشته میشود. ودر صورتیکه حمل موجب حجب حرمان گردد، تمام متروکه به او گذاشته میشود.
ماده ۶۱۵۷
هرگاه حمل زنده وفعال تولد شود یا الی خروج اکثر ،بدن زنده باشد حصه مستحق ارث شناخته میشود . اگر وضع حمل
باثر جنایت صورت گیرد ، در هر حال مستحق ارث شده وهم از او میراث برده میشود.
ماده ۶۱۵۱
( ه۱) رگاه زوجه یا معتده متوفی بعد از مرگ او موجود باشد، حمل او در صورتی مستحق میراث شناخته میشود که
حداکثر در خالل مدت سه صدو شصت وپنج روز از تاریخ وفات یا فرقت، زنده تولد شود.
۲) ( حمل بؽیر از پدر از شخص دیگری میراث برده نمیتواند. مگر در دوحالت آتی:
۱ – حداکثر در خالل مدت ۳۳۳) ( روز از تاریخ وفات یا فرقت زنده متولد گردد، در حالیکه مادر او معتده وفات یا
فرقت بوده و مورث هنگام عدت وفات نموده باشد.

ACKU

335

۲ – حد اکثر در خالل مدت )۲۳۰( روز از تاریخ وفات مورث زنده متولد گردد، مشروط براینکه زوجیت بین پدر و
مادر او حین وفات پدر قایم باشد.
ماده ۶۱۵۵
هرگاه حصه تخصیص داده شده به حمل، از حصه مستحقه او کمتر باشد، مقدار کمبود از حصه کسانی که از استحقاق خود
حصه تخصیص داده شده از استحقاق زیادتر باشد، حصه مازاد استحقاق به مستحقین اضافه گرفته اند، اخذ میشود واگر
توزیع میشود.
دوم – مفقود
ماده ۶۱۵۲
۱) ( مستحقه مفقود حصه یکه مطابق ماده )۳۲۳( مندرج این قانون به وفات وی حکم نشده باشد از متروکه مورث
تخصیص داده میشود. در صورت ظهور حیات آنرا اخذ ودر صورت صدور حکم به مرگ او، برسایر ورثه مستحق
هنگام وفات مورث توزیع میشود.
)۲( اگر مفقود بعد از حکم به مرگ او زنده ظاهر شود، آنچه که از حصه او نزد ورثه موجود شود اخذ مینماید.
سوم – خنثی
ماده ۶۱۵۷
خنثائیکه ذکوریت ووانوثت او فهمیده شده نتواند ، اقل نصیبین را مستحق گردیده و باقیمانده متروکه به ورثه دیگر داده
میشود.
چارم – ولد لعان ولد زنا و
ماده ۶۱۵۱
ولد زنا وولد لعان از مادر و اقارب او همچنان مادر و اقارب او از آنها مستحق ارث میشوند، مگر پدر واقارب او از اوالد
مذکور ارث برده نمی توانند.

ACKU

336

پنجم – حریق و انهدام ،حوادث غرق
ماده ۶۱۵۰
فوت شدگان حوادث ؼرق، حریق و انهدام که تقدیم و تآخروفات هیچ یک معلوم نباشد، از همدیگر ارث برده نمیتواند و
حصص شان به ورثه احیای آنها تقسیم میشود.
ماده ۶۱۲۱
،تخارج آن است که ورثه به اخراج بعضی از ورثه بمقابل شی معین مصالحه نمایند ا . گر یکی از ورثه باورثه دیگر
تخارج نماید، قایم مقام او قرار گرفته مستحق حصه او از متروکه میگردد، اگر یکی از ورثه همراه باقی وارثین تخارج
نماید، در حالیکه شی از جمله متروکه باشد، حصه وی بین باقی وارثین بتناسب حصص هر یک در متروکه تقسیم میشود
و اگر شی مذکور از مال شخصی آنها بوده و در عقد تخارج به طریقه تقسیم شخص خارج تصریح نشده باشد، حصه
خارج شده، مساویانه در بین وارثین تقسیم میشود.
فرح پنجم – تصفیه متروکه
ماده ۶۱۲۵
هرگاه مورث برای متروکه اموال خویش وصی تعیین نه نماید ویکی از ورثه تصفیه متروکه رامطالبه نماید، محکمه
شخصی را اتنخاب می نماید. در صورت عدم توافق تمام ورثه در انتخاب شخصی، محکمه میتواند بعد از استماع دالیل
ورثه، به انتخاب خود شخص را تعیین نماید که تاحد امکان از جمله ورثه باشد.
ماده ۶۱۲۶
( هر۱) گاه مورث برای متروکه وصی تعیین نموده باشد، محکمه مکلؾ است تعیین مورث را تائید نماید.
)۲( تمام احکام متعلق به تصفیه کننده، بر وصی متروکه تطبیق می شود.
ماده ۶۱۲۷
موظؾ امور مالی محکمه ، مرتبآ اوامر محکمه را مبنی بر تعیین تصفیه کننده ، در دفتر مخصوص قید نموده و شهرت
وصی متروکه را به شمول اسمای مورثین بحروؾ ابجدی درسجل مخصوص ثبت می نماید ، موظؾ مذکور مکلؾ است
تمامی اوامر مربوط به عزل وتنازل را در ستون مال حظات سجل برساند.

ACKU

337

ماده ۶۱۲۱
قید اوامر صادره مبنی بر تعیین تصفیه کننده ، در مورد اشخاصی که راجع به عقار متروکه با ورثه معامله میکنند عین ،
اثر آتی را بار می آورد که اجراآت مندرج ماده )۲۱۰۲( این قانون در قبال دارد.
ماده ۶۱۲۵
۱) ( تصفیه کننده بمجرد تعیین اموال متروکه را تسلیم گردیده تحت نظر و مراقبت محکمه، به تصفیه آن مبادرت میورزد.
)۲( مصارؾ امور تصفیه بشمول حق الزحمه تصفیه کننده ایکه ا زجانب محکمه تعیین میشود، از مجموع متروکه
پرداخته میشود.
ماده ۶۱۲۲
محکمه مکلؾ است در وقت اقتضاء به اجراآت عاجل بنابر مطالبه اشخاص ذیعالقه یا څارنوالی یا صوابدید خود اقدام
مخصوصؤ در ،نماید گذاشتن مهر بر اموال وامانت گذاشتن پول نقد و اوراق بهادار واشیای قیمتی در بانک.
ماده ۶۱۲۷
۱) ( تصفیه کننده مکلؾ است ، فی الحال به تبدیل مقداری از مال متروکه به پول نقد بپردازد تاتکافوی مصارؾ تجهیز و
مصارؾ تعزیه دار میت را بتناسب حالت او بنماید . همچنان مکلؾ است از قاضی امور معجله صدور امر مبنی بر
مصارؾ نفقه عیال متوفی که وارث باشند ، باندازه معتاد از مال متروکه که الی زمان انتهای تصفیه مطالبه نماید نفقه .
هریک از ورثه از حصه مستحق ارثی او وضع می گردد.
)۲( تمام منازعات ناشی ازین مصارؾ، توسط قاضی رسیدگی میشود.
فرع ششم – تجرید ترکه
ماده ۶۱۲۱
۱) ( دائنین از تاریخ صدور امر مبنی بر تعیین تصفیه کنند په بعد نمی توانند در ، برابر متروکه به هیچ نوع اجراآتی
بپردازند ویا به اجراآت اتخاذ شده قبلی ادامه دهند، مگر بحضور تصفیه کننده.
)۲( اجراآت توضیح که به ضد مورث افتتاح گردیده و هنوز لست نهائی آن مسدود نشده باشد، در اثر تقاضای یکی از
اشخاص ذیعالقه تازمان تسویه نمام دیون متروکه متوقؾ میشود.

ACKU

338

ماده ۶۱۲۰
وارث نمیتواند قبل از تسلیمی سند استحقاق ارث در مال متروکه تصرؾ نماید ، همچنان نمی تواند دیون ترکه را بگیرد یا
دینیکه بر او است. به دین متروکه مجرا نماید.
ماده ۶۱۷۱
تصفیه کننده مکلؾ است به اتخاذ تدابیری بپردازد که حفاظت اموال متروکه ایجاب نماید وبه اجرای اعمالی قیام ورزد که
اداره اموال مذکور مقتضی آن باشد . همچنان مکلؾ است در مقابل دعاوی دایر برمتروکه نیابت نموده و در گرفتن دیون
متروکه اقدام نماید.
ماده ۶۱۷۵
تصفیه کننده از لحاظ مسولیت ، حیثیت وکیل باالجرت را دارد. گرچه در مقابل اجرت نگیرد، قاضی مکلؾ است از تصفیه
کننده، تقدیم حساب اداری در مواعید دورانی مطالبه نماید.
ماده ۶۱۷۶
مکلؾ است ،تصفیه کننده دائنین و مدیونین متروکه را بتوضیح حقوق و وجایب شان در برابر متروکه توسط ابالؼیه ایکه
در یکی از روز نامه ها نشر ودر لوحه اعالنات محکمه ومدخل مراکز پولیس تعلیق میشود، دعوت نماید، دائنین مکلفند در
خالل دو ماه از تاریخ نشر ابالؼیه بتوضیح مطلوب بپردازند.
ماده ۶۱۷۷
،تصفیه کننده مکلؾ است در خالل سه ماه از تاریخ معینه لست توضیح حقوق و وجایب دائنین و مدیونین متروکه را به
اختیار موظؾ محکمه گذاشته وتمام اشخاص ذیعالقه را به آن خبر نماید، تصفیه کننده می تواند تمدید این مدت را در
صورت ایجاب از محکمه مطالبه نماید.
ماده ۶۱۷۱
،تصفیه کننده میتواند در مورد تشریح متروکه وتقدیر قیمت اموال آن از اهل خبره واشخاص ماهر استمداد جوید.
ماده ۶۱۷۵
هر شخصیکه از طریق ؼش ، چیزی از اموال متروکه را بدست آرد. گرچه ورثه باشد، بجزای خیانت در امانت محکوم
میشود.

ACKU

339

ماده ۶۱۷۲
منازعات مربوط به صحت تشریح ، در خالل سی روز از تاریخ صدور اعالن از تسلیمی لست به محکمه اقامه میشود در .
صورتیکه محکمه بعد از تحقیق ، نزاع را جدی تشخیص دهد ، آنرا قبول نموده رسید ، گی طبق احکام مربوط باصول
محاکمات مدنی صورت میگیرد.
فرع هفتم – تسویه
دیون متروکه
ماده ۶۱۷۱
،تصفیه کننده بعد از انقضای میعاد منازعه به اجازه محکمه بتادیه دیونی می پردازد که در خصوص آن نزاع وجود نداشته
،باشد دیون متنازع فیه بعد از حکم نهائی تادیه میشود.
ماده ۶۱۷۱
هرگاه تصفیه کنندهإ به اعسار متروکه متیقن شده یا حتمال آن متصور باشد امور تادیه دیون را الی زمان صدور حکم
نهائی در منازعات متعلق بدیون متروکه متوقؾ میسازد. گرچه در خصوص بعضی دیون نزاع وجود نداشته باشد.
ماده ۶۱۷۰
،تصفیه کننده دیون متروکه را بالترتیب از عواید حقوق متروکه پول وثمن اموال منقول شامل متروکه تادیه میکند در ،
صورت عدم کفایت دیون از ثمن اموال عقاری متروکه تادثه میشود.
ماده ۶۱۱۱
فروش اموال منقول وعقار متروکه در صورت ایجاب موال به مزایده علنی مطابق قواعد مربوط به فروشات اجباری
صورت میگیرد، مگر اینکه تمام ورثه بفروش آن ازطریق دیگری موافقه نمایند. اگر متروکه مستؽرق به دین باشد،
موافقت دائنین نیز حتمی شمرده میشود وورثه در مزایده شرکت کرده می توانند.
ماده ۶۱۱۵
،محکمه میتواند بنابر مطالبه تمام ورثه به تعجیل دیون موجل و تعیین مبلؽیکه داین مستحق میشود حکم نماید.
ACKU

340

ماده ۶۱۱۶
هرگاه تمام ورثه به مطالبه تعجیل دیون موجل موافقه نه نمایند، محکمه امر توزیع دیون مذکور و توزیع اموال متروکه را
بدست گرفته بهر یک از ورثه مقداری از دین مقداری از مال متروکه را طوری تخصیص میدهد که در نتیجه با حصه
خالص وی از میراث معادل گردد.
ماده ۶۱۱۷
محکمه برای هریک از دائنین متروکه ، تامینات کافی بر عقار یااموال منقول طوری ترتیب می نماید که تامینات مختص
بهر یک از دائنین بهمان حالت قبلی حفظ شود . در صورت عدم امکان چنین تجویز محکمه بر همه اموال متروکه تامین را
.مرتب میسازد
ماده ۶۱۱۱
هریک از ورثه میتواند بعد از توزیع دیون موجل اندازه که باو تخصیص یافته ، قبل از رسیدن موعد تادیه بپردازد.
ماده ۶۱۱۵
دائنیکه حقوق خود را نسبت عدم اندراج لست تشریح بدست آورده نتواند وتامینات عینی برمال متروکه نیز نداشته باشد،
نمیتواند براشخاصیکه باحسن نیت حقوق عینی را بر اموال مذکور کسب نموده اند مراجعه نماید، مگر بر ورثه به سبب
ؼنا آنها مراجعه کرده میتواند.
ماده ۶۱۱۲
،تصفیه کننده بعد از تادیه تسویه دیون متروکه ، تنفیذ وصیت وتکالیؾ دیگر را بعهده میگیرد.
فرع هشتم – تسلیم اموال متروکه و تقسیم آن
ماده ۶۱۱۷
بعد از تنفیذ التزامات متروکه باقیمانده اموال آن طبق حصص شرعی بورثه تعلق میگیرد.
ماده ۶۱۱۱
،تصفیه کننده مکلؾ است آنچه را که از اموال متروکه بهر یک از ورثه تعلق میگیرد، به او تسلیم نماید.
ACKU

341

ماده ۶۱۱۰
ورثه میتوانند بعد از انقضای مواعید معینه، منازعات مندرج لست تشریح آنعده از اشیاء ونقودی را که در تصفیه متروکه
په آن ضرورت احساس نشود بطور موقت تسلیم گردیده یا بعضی از آنرا در مقابل اعطاء تضمین یا بدون آن بکاراندازد.
ماده ۶۱۰۱
محکمه بهر یک از ورثه که دلیل شرعی به وراثت خود را ویا آنچه قائم مقام آن باشد تقدیم نماید . سندی را اعطا میکند که
حاوی تثبیت حقوق او در ارث و توضیحات مربوط بمقدار حصه و تعیین آنچه از اموال ترکه به او تعلق گرفته میباشد.
ماده ۶۱۰۵

حصه او را از ارث بصورت جداگانه باو تسلیم نماید، مگر اینکه

هر یک از ورثه میتواند از تصفیه کننده تقاضا نماید تا
وارث مذکور بموجب موافقه قبلی یا حکم قانون به باقی ماندن طور مشترک مکلؾ باشد.
ماده ۶۱۰۶
هرگاه قبول مطالبه قسمت حتمی باشد، تصفیه کننده به طریقه دوستانه به اجراآت تقسیم بپردازد. مگر این تقسیم الی
زمانیکه بصورت دسته جمعی از طرؾ ورثه تائید نشود، نهائی شمرده نمیشود.
ماده ۶۱۰۷
هرگاه ورثه بصورت دسته جمعی به تقسیم موافقت نه نماید تصفیه کننده مکلؾ است به مصرؾ متروکه دعوی تقسیم را
مطابق احکام قانون اقامه نماید. مصارؾ دعوی از حصص تقسیم کنندگان کاسته میشود.
ماده ۶۱۰۱
در مورد قسمت متروکه قواعد مربوط قسمت خصوصا آنچه متعلق بضمان تعرض و استحقاق ؼبن است تطبیق میشود.
ماده ۶۱۰۵
هرگاه یکی از ورثه در وقت تقسیم به دین متروکه تخصیص داده شود سایر ورثه در حالیکه مدیون بعد از تقسیم افالس
نماید ضامن شخص تخصیص شده شناخته نمیشود مگر اینکه بخالؾ آن موافقه صورت گرفته باشد.
ماده ۶۱۰۲
وصیت به تقسیم اعیان متروکه برای ورثه وصیت کننده به ترتیبیکه برای تمام ورثه باندازه حصه آنها تعیین نماید جواز
دارد.

ACKU

342

ماده ۶۱۰۷
تقسیمیکه به بعد از مرگ منسوب شود رجوع از ان جواز دارد مگر بعد از وفات وصیت کننده الزمی شناخته میشود.
ماده ۶۱۰۱
هرگاه تقسیم هنگام وفات شامل تمام اموال میراث نباشد اموال خارج تقسیم بصورت مشاع مطابق قواعد میراث بتمام ورثه
تعلق میگیرد.
ماده ۶۱۰۰
هرگاه یکی یا چند نفر از ورثه احتمالی وصیت کننده شامل تقسیم باشند وقبل از وفات مورث فوت نماید حصه معینه ایکه
به سهم او رسیده بصورت مشاع مطابق قواعد میراث به سایر ورثه تعلق میگیرد.
ماده ۶۵۱۱
در مورد تقسیم منسوب به بعد از مرگ تمام احکام مربوط به تقسیم عمومی باستثنای احکام ؼبن تطبیق میشود.
ماده ۶۵۱۵
هرگاه تقسیم شامل دیون متروکه نبوده یا در صورت شمولیت دیون دائنین به تقسیم مذکور موافقه نداشته باشند هریک از
ورثه میتواند در حالیکه ادای دیون باتفاق بادائنین صورت نگرفته باشد رعایت تقسیمی را که مورث وصیت نموده و
اعتباراتی را که به اساس آن تقسیم مذکور بنایافته در حدود امکان در تقسیم متروکه مطالبه نماید.
ماده ۶۵۱۶
هرگاه متروکه مطابق احکام گذشته تصفیه نشده باشد دائنین عادی متروکه میتوانند حقوق خود را یا آنچه به آنها رجعت شده
است برعقارات متروکه که تصرؾ بران حاصل گردیده یاعقارا تیکه حقوق عینی به مصلحت ؼیر بران مرتب شده است
نافذ میسازند مشروط براینکه توثیق دین مطابق به احکام قانون صورت گرفته باشد.
مبحث دوم – وصیت
فرع اول – احکام عمومی
ماده ۶۵۱۷
وصیت عبارتست از تصرؾ در ترکه بنحویکه اثر آن به مدت بعد از وفات وصیت کننده منسوب باشد.
ACKU

343

ماده ۶۵۱۱
وصیت توسط قول یا کتابت منعقد میگردد. در صورتیکه وصیت کننده قادر بکتابت وگفتار نباشد به اشارات معروؾ نیز
منعقد شده میتواند.
ماده ۶۵۱۵
شرط صحت وصیت آن است که بمعصیت نبوده وباعث برآن منافی مقاصد شارع نباشد.
ماده ۶۵۱۲
وصیت ؼیر مسلمان صحت دارد مگر اینکه وصیت مذکور باساس احکام شریعت او، وشریعت اسالم حرام باشد ویاقانون
به عدم صحت ونفاذ آن تصریح نموده باشد.
ماده ۶۵۱۷
بارعایت احکام مواد ) ۲۱۰۳ و ( این ق۲۱۰۳ انون وصیت منسوب یا معلق به شرط یا متصل بشرط صحت دارد.
ماده ۶۵۱۱
وصیت کننده الزم است قانونا اهل تبرع بوده وبه سن رشد رسیده باشد.
ماده ۶۵۱۰
شخصیکه با و وصیت میشود الزم است هنگام وصیت معلوم بوده ومعین باشد.
ماده ۶۵۵۱
وصیت در راه خداوند )ج( واعمال خیریه بدون تعیین جهت صحت داشته ودر امور خیریه بمصرؾ میرسد همچنان ،
وصیت برای مساجد موسسات خیریه وجهات دیگر موسسات علمی و مصالح عامه صحت دارد درین احوال مال وصیت
شده بر عمارت، مصالح فقراء وؼیره امور مربوط به آن بمصرؾ رسانیده میشود مگر اینکه طرق مصرؾ باساس عرؾ
یا داللت تعیین شده بتواند.
ماده ۶۵۵۵
وصیت بجهت معینه از جهات خیریه که در آینده بوجود می آید صحت دارد در صورت تعذر وجود آن مال وصیت شده به
جهات خیریه مماثل آن داده میشود.

ACKU

344

ماده ۶۵۵۶
۱) ( وصیت باوجود اختالؾ دین وملیت صحیح بوده همچنان اختالؾ مملکت باعث عدم صحت وصیت نمیشود مگر اینکه
وصیت کننده تابع مملکت اسالمی بوده وشخصیکه به او وصیت میشود ؼیر مسلمان وتابع مملکت ؼیر اسالمی باشد
وقانون مملکت او، وصیت او را در چنین احوال اجازه ندهد.
)۲( اجانب نمی توانند بر اساس وصیت مندرج فقره )۱( این ماده حق ملکیت را در اموال عقاری کسب نمایند.
ماده ۶۵۵۷
چیزیکه به آن وصیت میشود باید دارای شرایط آتی باشد:
۱ – از جمله اشیائی باشد که ارث در ان جاری شده یا قرارگرفتن آن بحیث موضوع عقد در حال حیات وصیت کننده
صحت داشته باشد.
۲ – ا گر موضوع وصیت را مال تشکیل میداد نزد وصیت کننده متقوم باشد.
۳ – ا گر موضوع وصیت شی معین بالذات باشد باید هنگام وصیت در ملکیت وصیت کننده موجود باشد.
ماده ۶۵۵۱
۱) ( وصیت بحقوقیکه توسط ارث انتقال می یابد صحت دارد.
۲) ( وصیت به منافع اعیان اجاره داده شده ، گرچه بعد از وفات مستاجر باشد صحت دارد.
ماده ۶۵۵۵
وصیت بقرض دادن اندازه معین مال به شخصیکه باو وصیت میشود صحت داشته ودر مقدار مازاد آن از ثلث متروکه
بدون اجازه ورثه هنگام وفات وصیت کننده که به سن رشد رسیده باشند، تنفیذ شده نمیتواند
ماده ۶۵۵۲
هرگاه وصیت کننده به جنون کامل مبتال گریده و در جنون فوت شود وصیت باطل میگردد همچنان در مورد شخصیکه به
او وصیت شده است اگر قبل از وفات وصیت کننده وفات نماید وصیت باطل میشود.
ماده ۶۵۵۷
هرگاه موضوع وصیت شی معین بوده و قبل از قبولی شخصیکه به او وصیت شده از بین برود وصیت باطل میگردد.

ACKU

345

ماده ۶۵۵۱
وصیت کسیکه مال او مستؽرق بدین باشد باطل شناخت مگر اینکه دائین از دین ابراء کرده یابه وصیت اجازه دهند.
ماده ۶۵۵۰
۱) ( وصیت بقاتل عمدی وصیت کنده ، اختیاری باشد یاواجبی باطل شمرده میشود اعم از اینکه قاتل فاعل اصلی یا شریک
یا شاهد زوری باشد که شهادت او موجب حکم باعدام وصیت کننده گردیده وتنفیذ کرده مشروط براینکه قتل بدون حق و
بدون عذر بوده قاتل عاقل سن )۱۳( سالگی را تکمیل نموده باشد.
)۲( محرومیت قاتل از استحقاق وصیت مندرج فقره یکم این ماده به اجازه ورثه ورضائیت مقتول قبل از وفات از بین
نمیرود.
ماده ۶۵۶۱
حجر بر وصیت کننده نسبت سفاهت یا ؼفلت موجب بطالن وصیت او نمیشود.
فرع دوم – رجوع از وصیت
ماده ۶۵۶۵
وصیت کننده از تمامی یا بعضی وصیت صراحتؤ یا داللتؤ عدول نموده می تواند.
فرع سوم – قبول یارد وصیت
ماده ۶۵۶۶
( وص۱) یت یا قبولی صریح یا ضمنی شخصیکه به او وصیت میشود بعد از وفات وصیت کننده الزم میگردد.
)۲( هرگاه شخصیکه به او وصیت میشود جنین، قاصر یا محجور علیه باشد، قبول یا رد وصیت از طرؾ شخصی
صورت می گیرد که به اساس استیذان محکمه حق والیت را برمال او دارا باشد.
)۳( اگر وصیت به موسسات تصدیها، شرکتها و امثال آن باشد قبول یا رد از طرؾ اشخاصی صورت میگیرد که آنرا
تمثیل می نمایند. در صورت عدم موجودیت ممثل وصیت بدون توقؾ به قبول، الزم میشود.
ماده ۶۵۶۷
هرگاه شخصیکه به او وصیت صورت گرفته قبل از قبولی یارد وصیت فوت شود ورثه موصی له قایم مقام او شناخته
میشود.

ACKU

346

ماده ۶۵۶۱
هرگاه ورثه وصیت کننده یا شخصیکه صالحیت تنفیذ وصیت را دارد توسط اعالن رسمی مشتمل برتمام توضیحات مربوط
بوصیت به شخصیکه باو وصیت شده است ابالغ نموده و دران اظهار اراده او را مبنی برقبول یا رد وصیت مطالبه نماید.
اگر شخص مذکور در خالل سی روز از تاریخ اعالن بدون عذر معقول بصورت تحریری بجواب آن نپردازد، وصیت
باطل شمرده میشود.
ماده ۶۵۶۵
هرگاه شخصیکه به او وصیت شده است بعضی وصیت را قبول و بعضی دیگر را رد نماید وصیت در مقدار قبول شده
الزم گردیده و در مقدار رد شده باطل شناخته میشود.
همچنان در صورتیکه بعضی از اشخاصیکه به آنها وصیت شده آنرا قبول وبعضی دیگر آن را رد نماید وصیت برای
اشخاصیکه آن را قبول نموده اند الزم ونسبت به اشخاصی که آن را رد نموده اند باطل میگردد.
ماده ۶۵۶۲
۱) ( وصیت برده آن قبل از وفات وصیت کننده باطل نمیگردد.
)۲( هرگاه شخصیکه به او وصیت شده بعد از وفات وصیت کننده تمام یا بعضی وصیت را رد نموده ویکی از ورثه رد را
بپذیرد وصیت فسخ واگر هیچ یک از ورثه آنرا قبول ننماید رد کردن شخصیکه به او وصیت شده باطل شناخته میشود.
ماده ۶۵۶۷
۱) ( هرگاه شخصیکه به اوصیت شده هنگام وفات وصیت کننده موجود باشد از همان لحظه وفات شی وصیت شده را
مستحق میگردد مگر اینکه در متن وصیت استحقاق شی وصیت شده بوقت معین بعد از مرگ تثبیت شده باشد.
)۲( زواید شی وصیت شده از زمان قبول، ملک شخصیکه بوی وصیت شده تلقی میشود وشخصی مذکور از همان لحظه
به بعد مکلؾ به مصارؾ شی وصیت شده میگردد زواید شی در محاسبه اخراج وصیت از ثلث داخل نمی باشد.
فرع چهارم – آثار وصیت
جزء اول – شخصیکه بوی وصیت شده
ماده ۶۵۶۱
( وصیت بع۱) دۀ ؼیر محصور صحیح بوده وبه اشخاص محتاج تخصیص می یابد، امور توزیع مال وصیت شده بر
محتاجان از صالحیت وصی مختار ویا محکمه مربوطه می باشد.

ACKU

347

)۲( در حالت فوق وصی ویا محکمه مربوطه به رعایت قید تعمیم یا مساوات مکلؾ نمی باشد.
ماده ۶۵۶۰
هرگاه بیک قوم معین بالفاظی وصیت شود که بدون تخصص اسماء شامل همه افراد قوم مذکور گردد و در بین آنها افرادی
موجود شود که حین وفات وصیت کننده اهل وصیت نباشد تمام اشیاء وصیت شده به اشخاصی تعلق می گیرد که حین
وفات وصیت کننده، اهل وصیت باشند.
ماده ۶۵۷۱
هرگاه وصیت بین اشخاص معین ویک جمعیت یایک جهت یابین یک جمعیت ویک جهت، یا بین اشخاص معین و جمعیت
وجهت مشترک باشد هریک از اشخاص معین و افراد جمعیت منحصر باشد یاؼیر منحصر وهر جهت از شی وصیت شده
حصه میگیرند.
ماده ۶۵۷۵
هرگاه وصیت برای اشخاص معین صورت گرفته باشد حصه اشخاصیکه اهل وصیت نباشد بمتروکه وصیت کننده، اعاده
میشود.
ماده ۶۵۷۶
هرگاه به وصیت به اشخاص معین یا یک جمعیت باطل شود آنچه وصیت شده است به متروکه متوفی اعاده میشود.
ماده ۶۵۷۷
وصیت برای حمل در احوال آتی صحیح شمرده میشود:
۱ – در حالیکه وصیت کننده بوجود حمل هنگام وصیت اقرار نموده و حمل در خالل مدت سه صد وشصت وپنج روز یا
کمتر از ان از وقت وصیت زنده فعال متولد شود.
۲ – در حالیکه وصیت کننده بوجود حمل اقرار نکرده مگر حمل حداکثر در خالل مدت دو صدوهفتاد روز از وقت
وصیب زدنده متولد گردد مشروط براینکه حامله هنگام وصیت در عدت وفات یا تفریق بائن نباشند در ؼیر آن اگر حمل
در خالل مدت سه صد و شصت و پنج روز از وقت وفات یا فرقت بائن زنده فعال متولد شود وصیت صحیح تلقی میشود.
ماده ۶۵۷۱
هرگاه وصیت بحمل از شخص معین باشد عالوه بر شروط مندرج ماده )۲۱۳۳( این قانون ثبوت نسبت آن از همان شخص
معین نیز شرط صحت وصیت شناخته میشود.

ACKU

348

ماده ۶۵۷۵
حاصالت شی وصیت شده الی زمان زنده وفعال متولد شدن حمل نگهداشته میشود وبعدآ باو تعلق میگیرد.
ماده ۶۵۷۲
( هر۱) گاه حامله همزمان یا در خالل مدت اقل از شش ماه دویا زیاده اوالد زنده بدنیا آورد وصیت دربین آنها بطور
مساوی توزیع میشود. مگر اینکه در وصیت صراحتآ بخالؾ آن حکم شده باشد.
)۲( اګر یکی از دو گانگی یا زیاده، مرده متولد گردد تمام وصیت باوالد زنده تعلق میگیرد.
)۳( در صورتیکه یکی از اوالد بعد از والدت بمیرد اگر وصیت براعیان صورت گرفته باشد حصه او بورثه وی واگر
وصیت بر منافع صورت گرفته باشد حصه او بورثه وصیت کننده تعلق میگیرد.
جزء دوم – شی وصیت شده )موصی به (
ماده ۶۵۷۷
وصیت در حدود ثلث متروکه بوارث وؼیر وارث صحت داشته بدون اجازه ورثه تنفیذ میگردد و در حدود زاید از ثلث
متروکه که نیز صحت داشته مگر نفاذ آن موقوؾ به اجازه ورثه بعد از وفات وصیت کننده می باشد مشروط براینکه اجازه
دهنده دارای اهلیت تبرع بوده وبه آنچه که اجازه داده علم داشته باشد.
ماده ۶۵۷۱
وصیت شخصیکه وارث نداشته ومدیون هم نباشد به تمام مال یا بعضی آن بدون توقؾ به اجازه ممثل خزانه دولت نافذ
میگردد.
ماده ۶۵۷۰
وصیت مدیونیکه مال او مستؽرق بدین باشد صحیح بوده مگر بدون برائت ذمه او از دین تنفیذ نمیگردد در صورتیکه
مدیون از یک قسمت دین بری الذمه گردد یامال او مستؽرق به دین نباشد وصیت در مقدار باقیمانده بعد از تادیه دین تنفیذ
میشود.
ماده ۶۵۱۱
هرگاه دین ؼیر مسؽرق بوده وتمام یا بعضی آن از شی وصیت شده تادیه شده باشد شخصیکه به او وصیت شده است
میتواند به اندازه دین تادیه شده بر ثلث ترکه بعد از پرداخت دین مراجعه نماید.

ACKU

349

ماده ۶۵۱۵
هرگاه وصیت به اندازه حصه یکی از ورثه معین وصیت کننده صورت گرفته باشد شخصیکه بوی وصیت میشود عالوه
بر استحقاق فرضی مستحق مقدار حصه همان وارث شناخته میشود.
ماده ۶۵۱۶
هرگاه وصیت باندازه حصه یکی از ورثه ؼیر معین صورت گرفته باشد در حال تساوی ورثه در حقوق شخص مذکور
عالوه برفرض مستحق حصه یکی از آنها میگردد و در حال اختالؾ حقوق عالوه برفرض مستحق حصه شخصی میگردد
که در میراث حق او کمتر است.
ماده ۶۵۱۷
هرگاه وصیت باندازه معین از پول یا عین صورت گرفته و در ترکه دین یا مال ؼایب باشد. اگر شی که به آن وصیت
صورت گرفته از ثلث مال حاضر متروکه خارج شود. کسیکه برای او وصیت شده مستحق آن میگیردد ودر ؼیر آن به
اندزه همین ثلث مستحق میگردد و باقیمانده بر ورثه تعلق میگیرد و هر وقت که شی حاضر شده شخصیکه به او وصیت
شده مستحق ثلث آن میگردد تاحق او کامال تادیه شود.
ماده ۶۵۱۱
هرگاه وصیت صورت گرفته و در آن دین یا مال ؼایب وجود داشته باشد شخصیکه به او وصیت شده حصه خود را از
مال حاضر بدست آورده وهر وقت که مال ؼایب حاضر شد حق خود را از آن میگیرد.
ماده ۶۵۱۵
هرگاه وصیت طور سهم مشاع در نوع معین مال ترکه صورت گیرد و دران دین یا مال ؼایب وجود داشته باشد شخصیکه
به او وصیت شده حصه خود را ازین نوع حاضر بدست می آورد. مشروط براینکه حصه مذکور از ثلث حاضر متروکه
خارج شده بتواند در ؼیر آن شخصیکه به او وصیت شده به اندازه این ثلث مستحق حصه خود شده و باقیمانده حق ورثه
می باشد. هر وقت که شی حاضر شد، شخصیکه برای او وصیت شده به اندازه ثلث از نوع وصیت شده مستحق حصه
میگردد مشروط براینکه ورثه از ان متضرر نگردند واگر آنها از ان متضرر گردند شخصیکه به اووصیت شده قیمت
باقیمانده حصه خود را تاتکمیل حق خود از ثلث نوع وصیت شده میگیرد.
ماده ۶۵۱۲
( هر۱) گاه در احوال متذکره مواد فوق متروکه شامل دین قابل تادیه بریکی از ورثه بوده ودین مذکور از جمله تمام یا
بعضی جنس حاضر متروکه باشد در ان باندازه حصه وارث مذکور از همان جنس مجرائی صورت میگیرد وباین ترتیب
دین مذکور از جمله اموال حاضر محسوب میشود.

ACKU

350

)۲( اگر دین مستحق تادیه بر وارث از ؼیر جنس حاضر باشد مجرائی صورت نگرفته درین صورت اگر دین مساوی
وارث مذکور در مال حاضر متروکه که یا کمتر از آن باشد در جمله اموال حاضر محسوب می گردد. و اگر از آن حصه
بیشتر باشد به آن اندازه حاضر دانسته میشود که حصه وارث مذکور مساوی باشد.
)۳( در حالت فقره )۲( این ماده وارث تازمان تادیه دین خود بر حصه خود در مال حاضر ومتروکه تسلط پیدا کرده
نمیتواند در حالیکه وارث مذکور دین خود را تادیه نکند، قاضی حصه او را فروخته و ازثمن آن دین را تادیه مینماید.
ماده ۶۵۱۷
هرگاه وصیت بعین از متروکه یا نوع معین از آن صورت گرفته و شی وصیت شده از بین برود یابه استحقاق برده شود
شخصیکه بوی وصیت شده است مستحق چیزی شناخته نمیشود. در صورتیکه بعضی از ان از بین برود یابه استحقاق برده
شود، شخص مذکور باقیمانده را در حالیکه از ثلث متروکه تجاوز نکند مستحق میگردد واگر از ثلث متروکه تجاوز کند در
ان به اندازه ثلث مستحق میشود.
ماده ۶۵۱۱
هرگاه وصیت ب حصه مشاع معین صورت گیرد وشی مذکور از بین برده شود شخصیکه بوی وصیت صورت گرفته
مستحق هیچ چیزی نمی گردد. واگر بعضی از آن از بین برود یا به استحقاق برده شود شخص مذکور تمام وصیت را از
مقدار باقیمانده بدست می اورد مشروط براینکه باقیمانده آنرا تکافو نموده ودر حدود ثلث مال متروکه باشد در ؼیر آن تمام
مقدار باقیمانده را که از ثلث مال بدست آمده بتواند مستحق میشود ویا از آن به اندازه مستحق میگردد که از ثلث متروکه
تجاوز نکند.
ماده ۶۵۱۰
هرگاه وصیت ب حصه مشاع و نوعی از اموال متروکه بوده و از بین برود یا به استحقاق برده شود شخصیکه به اووصیت
شده مستحق چیزی شناخته نمی شود و در صورتیکه بعضی از آن از بین برود یا به استحقاق برده شود شخص مذکور
حصه خود را از باقیمانده حاصل میدارد مشروط براینکه از ثلث مال حاصل شده بتواند در ؼیر آن به اندازه ثلث از آن
مستحق میگردد.
ماده ۶۵۵۱
وصیت به عدد مشاع در یکنوع از اموال مانند وصیت به حصه مشاع در آن شمرده میشود.
ACKU

351

جزء سوم – وصیت بمنافع
ماده ۶۵۵۵
( هر۱) گاه وصیت بمنفعت برای شخص معین برای مدتیکه آؼاز و انجام آن معلوم باشد صورت گرفته باشد شخص مذکور
از منفعت موصوؾ در خالل همان مدت مستفید، میشود اگر میعاد مذکور قبل از وفات وصیت کنده سپری شود، وصیت
کان لم یکن شمرده میشود، در صورت انقضای بعضی از مدت مذکور شخص از مدت باقیمانده استفاده کرده میتواند.
)۲( هرگاه مدت منفعت معین بوده مگر تاریخ آؼاز آن ؼیر معلوم باشد مدت مذکور از تاریخ وفات وصیت کننده آؼاز
میگردد.
ماده ۶۵۵۶
( هر۱) گاه یکی از ورثه در طول مدت یا بعضی مدت از منفعت گرفتن برعین، مانع شخص وصیت شده گردد بضمان بدل
منفعت مکلؾ میشود. مگر اینکه تمام ورثه به تعویض منفعت از عین بوقت دیگری مساوی به مدت وصیت شده موافقه
نمایند.
( ا۲) گر ممانعت از طرؾ عموم ورثه صورت گیرد شخصیکه بوی وصیت شده بین انتفاع از عین در مدت دیگری و
تضمین بدل منفعت مختار میباشد.
( هر۳) گاه ممانعت از منفعت از جانب وصیت کننده ویا به سبب عذری باشد که بین انتفاع از عین وشخصیکه به او
وصیت شده است حایل واقع گردد تعویض آن بمدت دیگری بعد از رفع مانع حتمی است.
ماده ۶۵۵۷
۱) ( هرگاه وصیت بمنفعت برای قومی که تحت حصر آمده نتوانند وانقطاع ایشان متصور نباشد ویا به یکی از طریق خیریه بصورت
موید یا مطلق صورت بگیرد. وصیت شدگان موصوؾ بصورت دائمی از منفعت مستفید میشوند.
)۲( اگر وصیت بمنفعت طور دایمی یا موقت برای یک قوم بدون حصر صورت گیرد که انقطاع آن متصور باشد استحقاق انتفاع
وصیت شده گان الی زمان انقراض آنها ادامه می یابد.
)۳( اگر وصیت برای مدت معلوم بوده باشد وتاریخ آؼاز وانجام آن توضیح شده باشد یا نباشداحکام مواد ) ۲۱۳۱ و
۲۱۳۲ ( این قانون قابل رعایت میباشد.
ماده ۶۵۵۱
هرگاه وصیت بمنفعت برای مدت معین وبرای یک قوم معین وبعدآ به کسانیکه قایم مقام آنها میگردند صورت گیرد
وانقطاع قوم مذکور متصور نباشد یا برای یکی از طریق خیریه وصیت شود مگر در خالل ۳۳ سال از تاریخ وفات

ACKU

352

وصیت کننده یا در خالل مدت معینه انتفاع هیچ یک از افراد تعین شده موجود ن ، گردند یا در خالل مدت مذکور موجود
شده وقبل از انتهای مدت منقرض گردند منفعت در تمامی این مدت ویا بعضی آن حسب احوال برجهتیکه نفع آن در طرق
خیرعا مترباشد تعلق می گیرد.
ماده ۶۵۵۵
هرگاه عینی که به منفعت آن وصیت شده احتمال انتفاع وبهره برداری را بؽیر از طریقیکه وصیت شده داشته باشد
شخصیکه بوی وصیت شده است میتواند از آن بطریق مطلوب استفاده نماید مشروط بر اینکه از این ناحیه بعین مذکور
ضرری عاید نگردد.
ماده ۶۵۵۲
هرگاه وصیت به ؼله یا ثمر صورت گرفته باشد شخصیکه بوی وصیت شده مستحق ؼله یا ثمرۀ میگردد که در وقت مرگ
وصیت کننده موجود بوده وآنچه در آینده موجود می گردد. مگر اینکه دلیلی بؽیر آن موجود شود.
ماده ۶۵۵۷
۱) ( هرگاه وصیت بفروش یا اجاره عین در مدت معین وبه اجوره مسمی برای وصیت شده صورت گرفته باشد وثمن یا
اجرت مذکور از مقدار ثمن مثل به ؼبن فاحش که از ثلث حاصل شده بتواند یا ؼبن بسیط باشد، وصیت نافذ میگردد.
)۲( هرگاه ؼبن فاحش از حدود ثلث متجاوز باشد وصیت بدون اجازه ورثه در مقدار زاید نافذ نمیگردد مگر اینکه
شخصیکه بوی وصیت شده تفاوت زیادت را بپردازد.
ماده ۶۵۵۱
حصول منفعت به اساس تقسیم ؼله یا ثمره بین ورثه وشخصیکه بوی وصیت شده به تناسب حصه هریک رعایت میگردد
یا از لحاظ تقسیم زمان ومکان یا از طریق تقسیم عین صورت میگیرد مشروط براینکه عین مذکور بدون الحاق ضرر قابل
قسمت باشد.
ماده ۶۵۵۰
هرگاه منفعت عین به یکی وخود عین بدیگری وصیت شده باشد تکالیؾ مالیات عین مذکور وچیزیکه برای حصول منفعت
ازان الزم شمرده میشود برشخص میباشد که وصیت منفعت برای او شده.

ACKU

353

ماده ۶۵۲۱
وصیت بمنفعت با وفات شخصیکه بوی ، وصیت شده قبل از حصول تمام یا بعضی منفعت وصیت شده وبه خریدن عین
مذکور از طرؾ شخصیکه به منفعت آن برای او وصیت شده وبا سقاط حق برای ورثه بمقابل عوض یا بدون عوض
وهمچنان به استحقاق بردن عین ساقط میگردد.
ماده ۶۵۲۵
ورثه وصیت کننده میتوانند حصه خود را از عین با منفعت آن بدون اجازه شخصیکه به او وصیت شده است بفروشد.
ماده ۶۵۲۶
هرگاه وصیت بمنفعت بصورت موبد یامطلق یا مقید بطول حیات شخص معین صورت گیرد شخص مذکور در طول حیات
از منفعت مذکور استفاده کرده میتواند مشروط براینکه استحقاق او بر منفعت وصیت شده در خالل مدت سی و سه سال از
تاریخ وفات وصیت کننده نشئت نماید.
ماده ۶۵۲۷
( هر۱) گاه وصیت بتمام منافع عین یا بعضی آن بصورت موبد یا مطلق یا طول مدت حیات شخصیکه بوی وصیت میشود
یا برای مدت اضافه از ده سال صورت گیرد به قیمت تمام یا بعضی منافع عین وصیت شده سنجش میشود.
)۲( اگر وصیت برای مدت کمتر از ده سال صورت گرفته باشد به اندازه قیمت منفعت عین وصیت شده به اعتبار ارزش
منفعت مذکور در خالل همان مدت سنجیده میشود.
ماده ۶۵۲۱
هرگاه وصیت بحقی از حقوق عین راجع باشد ارزش آن به اساس فرق بین قیمت عین با حقوق وقیمت آن بدون حقوق
وصیت شده تثبیت میشود.
جزء چارم – وصیت به معاش
ماده ۶۵۲۵
۱) ( وصیت بمعاش از سرمایه برای مدت معین صحت دارد واز مال وصیت کننده به اندازه ایکه تنفیذ وصیت را تضمین
کرده بتواند وبه ترتیبیکه ورثه ازان متضرر نگردند تادیه می گردد.

ACKU

354

)۲( هرگاه آنچه برای تضمین تنفیذ وصیت موقوؾ گذاشته از ثلث متروکه بیشتر باشد و ورثه مقدار زاید را اجازه ندهد در
حدود مقدار ثلث گذاشته میشود. و وصیت در ان و در حاصالت آن تازمانی نافذ میگردد که شخص وصیت شده تا مقدار
قیمت ثلث متروکه حق خود را بگیرد یا مدت وصیت سپری گردد ویا شخص وصیت شده فوت شود.
ماده ۶۵۲۲
هرگاه وصیت بمعاش از حاصل متروکه یاحاصل عینی از اعیان متروکه برای مدت معینی صورت گرفته باشد متروکه یا
عین مذکور اوال بدون معاش وصیت شده وثانیآ با معاش مذکور قیمت شده مقدار تفاوت هر دو قیمت اندازه شی وصیت
شده تثبیت گردیده در حالیکه از ثلث مال تجاوز نکند وصیت نافذ و در حال تجاوز از ثلث وعدم اجازه ورثه به اندازه ثلث
نافذ میگردد و مقدار زاید معاش وآنچه از متروکه یاعین درمقابل آن قرار میگیرد حق ورثه وصیت کننده شناخته میشود.
ماده ۶۵۲۷
هرگاه وصیت بمعاش برای شخص معینی از سرمایه یا حاصل بصورت مطلق یا دایمی یا به طول حیات شخصیکه بوی
وصیت شده صورت گرفته باشد مدت حیات شخص از طرؾ اطباء سنجش شده در حالیکه وصیت از سرمایه باشد از مال
وصیت کننده در حدود حکم ماده )۲۱۳۳( این قانون تا مقداریکه تنفیذ وصیت را تضمین نموده میتواند موقوؾ گذاشته و
در حالیکه وصیت بمعاش از حاصالت باشد در حدود حکم ماده )۲۱۳۳( این قانون به اندازه که معاش وصیت شده را
کفایت نماید گذاشته میشود.
ماده ۶۵۲۱
در حالت مندرج ماده )۲۱۳۳( این قانون هرگاه شخصیکه بوی وصیت شده قبل از مدتی که از طرؾ اطباء سنجش شده
وفات نماید مقدار باقیمانده وصیت بورثه مستحق او یا کسیکه بعد از خود به او وصیت نموده باشد، اعطاء میشود. و در
صورتیکه مال موقوؾ گذاشته شده با تمام برسد ویا شخص بیشتر از میعاد تثبیت شده زنده ماند حق رجوع را ورثه نه
دارد.
ماده ۶۵۲۰
هرگاه حاصل متروکه که موقوؾ گذاشته شده بمنظور تنفیذ وصیت معاش از سرمایه کفایت نکند در حدود کفایت معاش ازان فروخته
میشود. ودر صورتیکه حاصل مذکور از معاش افزود گردد مازاد بورثه وصیت کننده تعلق میگیرد.
ماده ۶۵۷۱
هرگاه در حاصالت از اندازه معاش وصیت شده افزودی آمده باشد مقدار مازاد الی زمان انتهای مدت انتفاع نگهداشته میشود در
صورتیکه متروکه موقوؾ گذاشته شده بمنظور تنفیذ وصیت نسبت خشک سالی با عوامل مشابه در سالهای دیگر چنان حاصلی ندهد
که وصیت را تکافو نمایدباقیمانده استحقاق شخص از حاصل نگهداشته شده تادیه میشود.

ACKU

355

ماده ۶۵۷۵
هرگاه در وصیت تصریح شده باشد یا از قرینه چنین معلوم شود که معاش سال به سال پرداخته میشود مازاد ساالنه بورثه
وصیت کننده تادیه میشود.
ماده ۶۵۷۶
( هر۱) گاه وصیت بمعاش برای جهتی صورت گرفته باشد که صفت دوام را طور مطلق با موید داراباشد از مال وصیت
کننده به مقدار یکه حاصل آن تنفیذ وصیت را تضمین کرده بتواند موقوؾ گذاشته میشود مشروط براینکه از حدود ثلث
تجاوز نکند. در صورت تجاوز از ثلث در مقدار زاید از ثلث اجازه ورثه شرط می باشد.
)۲( اگر مال موقوؾ شده بیشتر از معاش وصیت شده حاصل بدهد جهت مذکور آنرا مستحق می گردد ودر صورت
نقصان حاصل، حق رجوع را برورثه ندارد.
ماده ۶۵۷۷
در احوال مندرج مواد ) ۲۱۳۱تا ۲۱۳۳ ( ورثه وصیت کننده میتواند براموال موقوؾ گذاشته شده بمنظور تنفیذ وصیت
تسلط حاصل یا بران تصرؾ نماید مشروط براینکه برضائیت شخصیکه برای او وصیت شده یا به تعین قاضی تمام معاش
وصیت شده را نقدآ در جهتی طور امانت بگذازد که به تنفیذ وصیت تخصیص داده شود. واگر شخصی که برای او وصیت
شده قبل از تمام شدن مبلػ امانت گذاشته شده وفات نماید مبلػ باقیمانده بورثه وصیت کننده رد میگردد.
ماده ۶۵۷۱
تمام حقوق شخصیکه برای او وصیت شده بمیرد ، گذاشتن امانت وتحصیص در متروکه ا زبین میرود.
ماده ۶۵۷۵
وصیت بمعاش در سرمایه باحاصل برای ؼیر از اشخاص موجود از نظر طبقه اول اشخاصیکه برای آنها وصیت میشود .
هنگام وفات وصیت کننده صحت ندارد. مدت حیات اشخاص موجود از طرؾ اطباء سنجش گردیده وصیت مربوط طبق
احکام وصیت به اشخاص معین تنفیذ می یابد.
جزء پنجم – احکام زیادت در مال وصیت شده
ماده ۶۵۷۲
هرگاه وصیت کننده عالیم عین وصیت شده را تؽیر دهد یا در ان زیادتی را از قبیل ترمیم به عمل آرد که مستقل بنفسه
نباشد، عین مذکور بازیادت وارده، مال وصیت شده شناخته میشود.

ACKU

356

ماده ۶۵۷۷
هرگاه زیادت در عین مستقل بنفسه باشد مانند درختان وعمارت. ورثه وصیت کننده یا شخصیکه برای او وصیت شده است
در حدود قیمت زیادت وارده در تمام عین مذکور شریک میشوند.
ماده ۶۵۷۱
( هر۱) گاه وصیت کننده عین وصیت شده را منهدم گردانیده و آنرا مجددا بهمان حالت سابقه ولو که باتؽییر عالیم باشد
اعمار نماید عین مذکور حالت جدید مال وصیت شناخته میشود.
)۲( اگر بنا بؽیر از حالت سابقه اعمار شود ورثه در حدود قیمت زیادت باشخصیکه برای او وصیت شده در تمام عمارت
شریک شمرده میشوند.
ماده ۶۵۷۰
هرگاه وصیت کننده عین وصیت شده را منهدم گردانیده زمین آنرا با زمین دیگر ملکیت خود ضم و دران عمارتی بنا نماید
شخصیکه برای او وصیت شده باورثه درتمام بنا و زمین در حدود قیمت زمین وصیت شده شریک شمرده میشود.
ماده ۶۵۱۱
به استثنای احکام مواد سابقه آنچه از طرؾ وصیت کننده برعین وصیت پردخته میشود . یا بر عین مذکور افزود میگردد
وعرؾ برآن جاری است ویا از قرائن چنین استنباط شود که زیادت بر ان از طرؾ وصیت کننده صورت گرفته است
زیادت مذکور باوصیت یکجا میگردد.
ماده ۶۵۱۵
هرگاه وصیت کننده از بنا عین وصیت وبنا دیگر ملکیت خود بنا واحدی را تشکیل دهد که باساس توحید مذکور بیع و
تسلیم عین وصیت شده بتنهائی ناممکن گردد شخصیکه برای او وصیت شده است باورثه در حدود قیمت وصیت شریک
شناخته میشود.
فرع پنجم – وصیت واجبه
ماده ۶۵۱۶
هرگاه متوفی برای فرع ولد خود که در زندگی او فوت شده یابامتوفی یکجای حقیقتآ باحکما وفات نموده باشد به مثل آنچه
ولد مذکور اگر در وقت مرگ او زنده میبود در متروکه او مستحق میراث میگردید وصیت نکرده باشد برای فرع مذکور
در ترکه باندازه استحقاق ارث مذکور در حدود ثلث ترکه وصیت واجب میگردد مشروط بر اینکه فرع ؼیر وارث بوده و
متوفی در حیات خود بالعوض به او مالی را طربق تصرؾ دیگری به اندازه حصه واجبه نداده باشد و در صورتیکه مال

ACKU

357

را به او اعطا کرده باشد زمگر ا ، اندازه واجبه کمتر باشد باندازه که حصه مذکور را تکمیل نماید به طریقه وصیت واجبه
مستحق میگردد.
ماده ۶۵۱۷
وصیت مندرج ماده )۲۱۳۲( این قانون برای اهل طبقه اول از اوالد دختری وبرای اوالد پسری از اوالد ظهور گرچه
مراتب آنها تنزیل نماید. میباشد به ترتیبیکه هر اصل فرع خود را بدون فرع دیگر محجوب گردانیده و حصه هر اصل بر
فرع او تقسیم می گردد گرچه تقسیم میراث تنزیل نماید مانند آنکه اصل با اصولیکه بواسطه آنها شخص به متوفا منسوب
میشود بعد از وفات نموده باشند ووفات نموده باشند ووفات آنها مرتب بترتیب طبقات صورت گرفته باشد.
ماده ۶۵۱۱
در وصیت واجبه رعایت احکام مواد ) ۱۳۳۳ و ( ا۲۰۰۰ ین قانون حتمی می باشد.
ماده ۶۵۱۵
در استحقاق وصیت واجبه ، فرع از استحقاق آنچه که اصل وی بشرط حیات بعد از وفات مورث مستحق میگردید، سهم
بیشتر گرفته نمی تواند. همچنان صاحب وصیت واجبه سهم بیشتری را از اشخاصی که در درجه قرابت باوی یکسان باشند
مستحق شده نمیتواند.
ماده ۶۵۱۲
۱) ( هرگاه شخصی برای کسی که وصیت با او واجب است بیشتر از حصه او وصیت نماید مقدار زاید وصیت اختیاری
تلقی میشود واگر وصیت به کمتر از حصه او صورت گرفته باشد به اندازه ایکه حصه او را تکمیل نماید واجب میشود.
)۲( اگر برای بعضی از اشخاصی که وصیت برای آنها واجب است وصیت شده وبه بعضی دیگر وصیت نشود
باشخاصیکه وصیت شده، باندازه حصه او واجب میشود.
)۳( حصه کسیکه به او وصیت نشده است و اندازه باقیمانده حصه کسانیکه به آنها کمتر از حصه واجبه شان وصت شده
است از باقی ثلث پرداخته میشود واگر ثلث تکافو نکند ا ز ثلث و از آنچه برای وصیت اختیاری تخصیص داده شده باشد
پرداخته میشود.
ماده ۶۵۱۷
وصیت واجبه برسایر وصایا مقدم شناخته میشود.

ACKU

358

ماده ۶۵۱۱
هرگاه برای اشخاصیکه وصیت برای آنها واحب است وصیت نشده برای دیگری وصیت شود اشخاصیکه وصیت برای
حصه خود از ثلث باقیمانده متروکه اگر آنرا پوره کند به طریقه وصیت واجبه مستحق میشوند آنها واجب است به اندازه
واگر ثلث باقیمانده حصه آنها را پوره نکند از ثلث باقیمانده و از آنچه به ؼیر وصیت شده حصه آنها تکمیل میگردد.
ماده ۶۵۱۰
در تمام احوال مندرج مواد ) ۲۱۳۳ – ۲۱۳۳ – ۲۱۳۳ ( این قانون آنچه از وصیت اختیاری باقیمانده با مراعات احکام
مربوط بوصیت اختیاری بین مستحقین مطابق به حصص آنها تقسیم میشود.
فرع ششم – صایاتزاحم و
ماده ۶۵۰۱
هرگاه وصیت متجاوز از ثلث بوده وورثه آنرا اجازه نماید مگر متروکه تمام وصایا را تکافو نکند یا ورثه اجازه ندهد
وثلث مال، تمام وصیت را کفایت نکند حسب احوال ثلث با متروکه بین اشخاصیکه به آنها وصیت شده است مطابق به
حصص، بین آنها تقسیم میشود مشروط براینکه شخص وصیت شده بعین، از همان عین معینه وصیت شده، حصه خود را
دریافت بدارد.
ماده ۶۵۰۵
هرگاه وصیت بوجه ثواب صورت گرفته باشد و تمامافرایض یا واجبات یا نوافل باشد و وصیت کننده برای هریک از
جهات حصه را معین نکرده باشد، وصیت بین جهات مذکور بصورت مساوی تقسیم میشود واگر برای هریک حصه
متفاوت تعیین نموده وتمام وصیت آن را تکافو نکند بتناسب حصه هرجهت تقسیم میشود.
ماده ۶۵۰۶
هرگاه وصیت بانواع مختلؾ وجوه ثواب بصورت مساوی تقسیم شود واگر برای هریکی انواع ثواب خاص تعیین گردیده
ومال وصیت شده کفایت همه انواع را کرده نتواند فرایض نسبت به واجبات و واجبات نسبت بنواقل ترجیح داده شده، و
حصه هر نوع بین افراد آن بصورت مساوی تقسیم میشود.
ماده ۶۵۰۷
هرگاه وصیت بوجوه ثواب باوصیت بطرق دیگر بدون تخصیص حصص یکجا شود، مال وصیت شده بصورت مساوی
بین جهات مذکور تقسیم میشود.

ACKU

359

ماده ۶۵۰۱
هرگاه در وصیت بمعاش مزاحمت ایجاد شود وبعضی اشخاص مستحق وفات نموده یایکی از جهات مستحق انقطاع نماید
حصص مذکور بورثه وصیت کننده تعلق میگیرد.
ماده ۶۵۰۵
۱) ( هر عمل قانونی ایکه از شخص هنگام مرض موت او صادر گردیده ومنظور از آن تبرع باشد نسبت آن به بعد از
مرگ اعتبار داده شده و احکامم وصیت برآن تطبیق میشود، بصیؽه والفاظ اعتبار داده نمیشود.
۲) ( اثبات اینکه عمل قانونی هنگام مرض موت صورت گرفته است بدوش ورثه است و میتوانند درین مورد از تمام
وسایل وطرق اثبات استفاده نمایند. تمسک بر تاریخ سند علیه ورثه در صورتیکه این تاریخ ثابت نباشد اعتبار ندارد.
ماده ۶۵۰۲
هرگاه ورثه به اثبات برساند که تصرؾ قانونی از مورث آنها در مرض موت صادر گردیده تصرؾ مذکور تبرع شناخته
میشود، مگراینکه شخصیکه برای او تصرؾ صادر گردیده عکس آنرا باثبات رساند، این امر در حالتی است که احکام
دیگری بخالؾ آن وجود نداشته باشد.
ماده ۶۵۰۷
هرگاه شخص بنفع یکی از ورثه خود تصرفی را انجام داده وحیازت وانتفاع عین مذکور را بیکی از طرق الی زمان حیات
خود حفظ نماید، تصرؾ مذکور به بعد از مرگ منسوب بوده واحکام وصیت بر آن تطبیق میگردد مگر اینکه دلیل دیگری
برآن قایم گردد.
مبحث سوم – النصاق
فرع اول – النصاق برغیر عقار
ماده ۶۵۰۱
اگر از اثر آب خیزی دریا، زمین جدیدی بوجود آید و بزمین مملو که شخص دیگری اتصال یابد زمین جدید ملکیت دولت
شمرده میشود.
ماده ۶۵۰۰
اراضی ایکه در اطراؾ آبهای ایستاده جدیدآ مکشوؾ می شود بهیچ صورت ملکیت مالکین همجوار شناخته نمیشود مگر
ملکیت زمینی را که در اثر ارتفاع آب زیر آب شده است از دست نمیدهند.

ACKU

360

ماده ۶۶۱۱
اراضی ایکه در دوطرؾ دریا ها منکشؾ میگردد ملک دولت شناخته میشود.
ماده ۶۶۱۵
ملکیت اراضی ایکه در اثر تؽییر مسیر دریا بوجود می آید وجزیره های که در مسیر آن تشکیل میگردد توسط قانون
خاص تنظیم میشود.
ماده ۶۶۱۶
،تمام بناء ها اشجار ؼرس شده وتاسیسات دیگری که از عمل مالک زمین بوجود آمده باشد ملک او شناخته میشود.
ماده ۶۶۱۷
هربناء یا ؼرس اشجار یا تاسیساتیکه جدیدا از طرؾ مالک زمین بوسیله مواد مملوکه ؼیر احداث میگردد ملک صاحب
زمین محسوب شده به تادیه قیمت مواد ودر صورت موجودیت دلیل موجه به پرداخت تعویض نیز مکلؾ میشود مشروط
براینکه کشیدن مواد بدون الحاق ضرر بزرگ به تاسیسات مذکور ممکن نباشد.
ماده ۶۶۱۱
هرگاه شخص توسط مواد شخصی خود، بنا یا تاسیسات دیگری را باوجود علم به ملکیت ؼیر در زمین شخص دیگری
بدون رضائیت او احداث نماید مالک زمین می تواند از اله آنرا بمصارؾ احداث کننده مطالبه نموده در صورت موجودیت
دلیل موجه تعویض را نیز مطالبه نماید. در صورتیکه از اله آن بدون عائد شدن ضرر بزمین ممکن نباشد مالک زمین می
تواند اشیاء قابل از اله را در مقابل تادیه قیمت آن تصاحب نماید.
ماده ۶۶۱۵
هرگاه شخص احداث کننده بنا یا تاسیسات مندرج ماده )۲۲۰۳( این قانون باحسن نیت معتقد باشد که در احداث انشاآت
مذکور ذیحق می باشد مالک زمین از اله آن را مطالبه کرده نتوانسته بلکه میتواند یاقیمت مواد را بااجرت کار کارگران یا
آنچه که سبب احداث در ثمن زمین افزایش بعمل آمده هریک را که خواسته باشد بپردازد مشروط براینکه مالک تاسیسات،
از اله آنرا مطالبه نه نماید.
ماده ۶۶۱۲
هرگاه بنا یاتاسیسات مندرجه ماده )۲۲۰۳( این قانون بحدی بزرگ باشد که پرداخت استحقاق آن در توان مالک زمین
نباشد، مالک زمین می تواند تملیک زمین را در مقابل تعویض عادالنه برای احداث کننده تاسیسات تقاضاء نماید.

ACKU

361

ماده ۶۶۱۷
هرگاه تاسیسات بوسیله مواد احداث کننده به اجازه مالک زمین صورت گرفته باشد گر چه در مشخصات این تاسیسات
موافقه به عمل نیامده باشد مالک زمین نمیتواند از اله آنرا مطالبه کند بلکه مکلؾ است قیمت آنرا بحال بقای آن بپردازد
مگر اینکه احداث کننده از اله آنرا مطالبه نماید.
ماده ۶۶۱۱
هرگاه شخص زمین شخص دیگری را بدون اجازه مالک آن بذر نماید وبذر مذکور سبز شود زرع به مالک زمین تعلق
میگیرد.
فرع دوم – ،النصاق اتصال برمنقول
ماده ۶۶۱۰
هرگاه دو جنس منقول ملکیت دو شخص مختلؾ باحسن نیت وبدون موافقه قبلی مالکین آن طوری باهم یکجای شود که
بدون تلؾ شدن از هم مجزا شده نتواند مالک منقول اکثر در برابر قیمت منقول دیگر مالک مال یکجا شده محسوب
میگردد.
مبحث چارم – عقد
ماده ۶۶۵
ملکیت وسایر حقوق عینی در عقار و منقول بوسیله عقد انتقال می یابد مشروط براینکه عقد بصورت صحیح نافذ ،قاطع ،
والزم منعقد گردد.
ماده ۶۶۵۵
منقولیکه بدون توضیح نوع تعیین شده نتواند بؽیر از افراز آن مطابق احکام قانون ملکیت آن انتقال نمی یابد.
ماده ۶۶۵۶
ملکیت عقار وسایر حقوق عینی که در ان شرایط مقرره قانون مبنی بر ثبت اسناد رعایت نشود انتقال نمی نماید.

ACKU

362

مبحث پنجم – شفع
فرع اول – احکام عمومی
ماده ۶۶۵۷
شفع عبارت از حق تملک تمام یا بعضی از عقار فروخته شده است بر مشتری بمقابل ثمن ومصارفیکه صورت گرفته ولو
بصورت اجبار باشد.
ماده ۶۶۵۱
سبب شفع اتصال ملک شفیع است با عقار فروخته شده اعم از اینکه اتصال از رهگذر شرکت باشد یا جوار.
ماده ۶۶۵۵
شرکت در شفع دونوع است یکی شرکت در نفس عقار فروخته شده ودیگری شرکت در حقوق آن.
ماده ۶۶۵۲
شرکت در نفس عقار فروخته شده آن است که شفیع دران حصه مشترک داشته باشد.
ماده ۶۶۵۷
شریک در زمین دیوار احاطه عمارت ، شریک در نفس عقار شمرده میشود.
ماده ۶۶۵۱
شرکت در حقوق عقار فروخته شده عبارت از شرکت د حقا به خاص و راه خاص میباشد خواه تخصیص مذکور منحصر
بیکی باشد با متعدد.
ماده ۶۶۵۰
همجوار متصل عقار فروخته شده شفیع شناخته میشود.
ماده ۶۶۶۱
هرگاه منزل تحتانی ملک یکی و منزل فوقانی ملک دیگری باشد یکی همسایه متصل دیگری شناخته میشود.
ACKU

363

ماده ۶۶۶۵
۱) ( در صورت اجتماع اسباب شفع به سبب قویتر ترجیح داده میشود به این اساس به شریک در نفس عقار بعد ازان به
شریک در زمین احاطه مشترک بعد از ان به شریک در حقوق خاص عقار فروخته شده و بعد از ان به همجوار متصل
حق تقدم داده میشود.
( ا۲) گر یکی از اشخاص مندرج فقره فوق این ماده شفع را ترک نماید ویا حق او ساقط گردد حق شفع به دیگری که در
مرتبه بالفاصله بعد تر از ان قرار دارد انتقال می نماید.
ماده ۶۶۶۶
استحقاق شفع برای شرکاء به اساس تعداد شرکاء اعتبار داده میشود تا به اساس مقدار حصص آنها درملکیت. باین صورت
حصه خود را بیکی از شرکا دیگر بفروش برساند، شخص مذکور یکی از جمله شرکاء شناخته شده اگر یک شریک
و حصه فروخته شده در بین آنها تقسیم میشود.
فرع دوم – ثبوت شفع
ماده ۶۶۶۷
شفع بعد از بیع و درحال موجودیت اسباب موجبه آن ثابت میشود. ،
ماده ۶۶۵۷
ببیعیکه در آن شفع ثابت میشود ، باید واجد شرایط آتی باشد:
۱ – باید عقار مملوک باشد ، گرچه ؼیر قابل قسمت باشد.
۲ – بیع صحیح و نافذ بوده یا در صورتیکه بیع فاسد باشد حق فسخ در آن ساقط گردیده واز اختیار شخص به نفع بایع
عاری باشد.
۳ – بدل مبیعه مال باشد.
ماده ۶۶۶۵
در عقاریکه توسط آن شفع ثابت میگردد، شرط است که در وقت خریدن عقاریکه به شفع برده میشود، ملکیت شفیع باشد.
و شرط است که از شفیع رضائیت به بیع صراحتاٌ یا داللتاّ صادر نشده باشد.

ACKU

364

ماده ۶۶۶۲
در موارد آتی شفع نیست:
۱ – در هبه بال عوض یا در صدقه یا ارث یا وصیت یاعقاریکه بدله آن مال نباشد.
۲ – در منقوالت منصوب در زمین و اشجار، بدون زمینیکه در آن استاده فروخته شود. و اگر منقوالت منصوبه و اشجار،
بدون زمینیکه در آن استاده فروخته شود. و اگر منقوالت منصوبه و اشجار به تبعبت زمین فروخته شود در آن شفع ثابت
میشود.
۳ – در بناء و اشجاریکه در زمین ملکیت دولت استوار باشد.
۳ – در وقؾ وبرای وقؾ.
۳ – در تقسیم عقار بین شرکاء.
۳ – در بیعیکه در آن بایع خیار شرط داشته باشد م . گر اینکه بایع خیار را ساقط نموده وبیع الزم گردد.
۳ در مبیعه ایکه به مزایده علنی یا مطابق اجراآت مجوزه قانونی ، از طرؾ دولت فروش آن صورت میگیرد.
۳ – در مبیعه ایکه بین اصول و فروع یابین زوجین یابین اقارب تا درجه چارم یابین خویشاوندان تا درجه دوم فروخته ،
میشود.
۳ در مبیعه ایکه بمنظور استهالک اعمار مسجد یا الحاق به آن ، فروخته میشود.
۱۰ – سایر مواردیکه که قانون خاص پیشبینی نموده باشد.
فرع سوم – طلب شفع
ماده ۶۶۶۷
مطالبه شفع به سه طریقه صورت می گیرد:
۱ – طلب مواثبت )مبادرت (
۲ – طلب اشهاد )تقدیر(
۳ – طلب تملک )دعوی(

ACKU

365

ماده ۶۶۶۱
،طلب مواثبت آن است که شفیع در مجلسیکه به بیع و مشتری وثمن علم حاصل می نماید ، قورا بدون صدور آنچه به
انصراؾ او داللت کند بطلب شفع مبادر ورزد ، وبه منظور خوؾ انکار مشتری برای طلب خود شهود ، بگیرد.
ماده ۶۶۶۰
،( طلب اشهاد۱) آن است که شفیع بربایع در صورتیکه عقار دردست او باشد یا بر مشتری ، گرچه عقار در دست او
نباشد. یا هنگام بیع مبنی بر طلب اخذ شفع، شهود بگیرد. گرچه این مطالبه کتبی یا توسط فرستنده صورت نگرفته باشد.
ودر صورتیکه به گرفتن شهود قادر شود و شهود نگیرد، شفع باطل میشود.
)۲( هرگاه شفیع در طلب مواثبت بحضور یکی از بایع یا مشتری شاهد بگیرد، این امر معنی هر دو نوع طلب را افاده
میکند.
ماده ۶۶۷۱
۱) ( طلب تملک عبارت از طلب مخاصمت است در پیشگاه محکمه.
)۲( هرگاه شفع به اساس طلب مبادرت و طلب اشهاد به گرفتن مبیعه قادر نگردد، مکلؾ است در خالل یکماه از تاریخ
علم او برای هریک از بایع و مشتری مبنی بر رؼبت خود به خریداری مبیعه به طریق شفع، اخطار رسمی صادر نماید
واال حق شفع او ساقط میشود.
ماده ۶۶۷۵
اخطار رسمی مندرج ماده )۲۲۳۰( باید شامل مطالب ذیل باشد:
۱) ( بیان کافی عقاریکه اخذ آن به شفع مد نظر است.
۲) ( بیان ثمن و عطوؾ رسمی وشروط بیع واسم هریک از بایع ومشتری بالقب وپیشه وسکونت آنها.
ماده ۶۶۷۶
۱) ( اعالن رؼبت شخصی در گرفتن به شفع، تاوقتیکه این اعالن به ثبت نرسیده باشد، برؼیر حجت شده نمیتواند.
)۲( اگر مشتری قبولی شفع را رد نمود، شفیع مکلؾ است قبل از رفع دعوی به محکمه، در ظرؾ سی روز بعد از
اعالن ثمنی را که به آن بیع صورت گرفته، در خزانه یا بانک طور امانت بگذارد که در حوزه آن عقار مورد نظر قرار
دارد، واال حق شفیع در اخذ شفع ساقط میشود.

ACKU

366

ماده ۶۶۷۷
۱) ( دعوی شفیع علیه بایع و مشتری در ظرؾ سی روز بعد از اعالن متذکره ماده )۲۲۳۲( این قانون به محکمه تقدیم
میشود که عقار مورد نظر در حوزه صالحیت آن قرار دارد. در ؼیر آن حق شفیع ساقط میگردد.
)۲( دعوی شفع بصورت عاجل تحت رسیدگی قرار داده میشود.
ماده ۶۶۷۱
هرگاه مبیعه در دست بایع باشد، تازمانیکه مشتری حاضر نشود شهادت بر او شنیده نمیشود. در صورتیکه شفع باتمام
شرایط و اسباب آن ثابت شود، قاضی خرید مشتری را فسخ وعقار مشفوع را برای شفع حکم میکند.
ماده ۶۶۷۵
حکمیکه بصورت نهائی برای ثبوت شفع صادر میشود، سند ملکیت شفیع شناخته شده ، این امر قواعد مربوط به ثبت اسناد
را اخالل نمیکند.
فرع چارم – احکام شفع
ماده ۶۶۷۲
شفیع در تمامی حقوق و وجائب در برابر بایع ، قایم مقام مشتری قرار میگیرد.
ماده ۶۶۷۷
تملک عقار اعم از اینکه قضائی باشد یا رضائی در حق شفیع خرید جدید شمرده میشود. از خیار رویت وخیار عیب
مستفید شده میتواند ، گرچه مشتری یا بایع خود برائت از این دوخیار را شرط کرده باشد.
ماده ۶۶۷۱
هرگاه برای شفیع به مبیعه حکم شود و ثمن آن باالی مشتری موجل باشد، شفیع مکلؾ است آنرا معجل بپردازد. در
صورتیکه ثمن ببایع تادیه شود از ذمه مشتری ساقط میشود و در صورتیکه برای مشتری تادیه گردد، بایع نمیتواند آنرا قبل
از رسیدن موعد موافقه شده از مشتری مطالبه نماید.
ماده ۶۶۷۰
هرگاه عقار بعد از اخذ آن به شفع از طرؾ ؼیر به استحقاق برده شود، شفیع تنها به بایع مراجعه کرده میتواند.
ACKU

367

ماده ۶۶۱۱
شفیع میتواند تمام تصرفات مشتری را به شمول وقوؾ نمودن عقار مشفوع یا قرار دادن آن بحیث مسجد نقض نماید. مگر
اینکه عقد بیع در اول بهمین منظور صورت گرفته باشد.
ماده ۶۶۱۵
هرگاه مشتری بعد از ابالغ رسمی شفیع در زمین یا خانه مشفوع، آبادی نماید، یا نهال ؼرس کند، شفیع میتواند مشفوعه را
ترک نموده یا آنرا در مقابل ثمن مسمی و پرداخت قیمت مواد بناء یا اشجار بگیرد و یا مشتری را به قلع بنا و اشجار
مکلؾ نماید.
ماده ۶۶۱۶
هرگاه مشتری قبل از ابالغ رسمی شفیع در عقار مشفوعه زیادتی بعمل آرد، شفیع در ترک عقار یا اخذ آن در مقابل ثمن و
پرداخت قیمت زاید، مخیر است.
ماده ۶۶۱۷
هرگاه مشتری یا شخص دیگری بناء عقار مشفوعه را منهدم نموده یا اشجار ؼرس شده آنرا قلع نماید، شفیع عقار مذکور
را به ثمن معادل حصه باقیمانده اخذ نموده میتواند.
ماده ۶۶۱۱
۱) ( هرگاه خانه مشفوعه خود بخود منهدم گردد یا درختان باغ مشفوعه بدون قصور خشک شود، شفیع آنرا در برابر ثمن
مسمی اخذ نموده میتواند.
)۲( در صورتیکه مشتری از مواد تخریب شده یا چوب های خشک شده آن استفاده بعمل آورده باشد، به اندازه معادل قیمت
آن از اصل ثمن تنقیص میشود.
ماده ۶۶۱۵
هرگاه قسمتی از عقار مشفوعه باثر حوادث طبیعی یا امثال آن تلؾ شود، حصه تلؾ شده از اصل ثمن کاسته میشود.
ماده ۶۶۱۲
هرگاه شفیع در عقار مشفوعه بعد از اخذ آن به شفع بناء اعمار نماید یا اشجار ؼرس کند وبعدا عقار مذکور به استحقاق
برده شود، تنها به طلب ثمن مراجعه کرده میتواند نه به نقصانیکه از لحاظ قلع و قمع و اشجار به او متوجه میشود.

ACKU

368

ماده ۶۶۱۷
۱) ( شفع تجزیه را نمی پذیرد. شفیع نمیتواند باخذ قسمتی از عقار مشفوعه و ترک بعضی دیگر آن مشتری را مجبور
سازد.
)۲( در صورتیکه بابع واحد ومشتری متعدد باشد، شفیع میتواند حصه بعضی را اخذ و از حصه بعضی دیگری منصرؾ
شود.
فرع پنجم – سقوط شفع
ماده ۶۶۱۱
شفع به ترک طلب مواثبت مبادرت ویا اخالل شرطی از شروط صحت آن ساقط میگردد، همچنان به ترک طلب اشهاد
وانقضای میعاد اخطار یا دعوی ساقط میشود.
ماده ۶۶۱۰
هرگاه شفیعی که از جهت سبب بردیگران مقدم باشد، حق خود را در شفع ساقط نموده وقبل از صدور حکم آنرا ترک
نماید، حق او ساقط شده سایر شفعا که بعد از وی قرار دارند، میتوانند در حالیکه با تمام شرایط طلب شفع نموده باشند،
عقار را اخذ نمایند، در صورتیکه شفیع بعد از صدور حکم حق خویش را ساقط سازد، حق ساقط نگردیده وسایر شفعا
کسب حق کرده نمیتوانند.
ماده ۶۶۵۱
شفع بمرگ مشتری ساقط نمی گردد.
ماده ۶۶۵۵
شفع بمرگ شفیع قبل از تملک عقار مشفوع از طریق قضاء یا رضا ساقط نمیشود، اعم ا زاینکه شفیع قبل از طلب یا بعد
از آن فوت شده باشد. حق شفیع درین صورت به ورثه او انتقال می یابد.
ماده ۶۶۵۶
هرگاه شفیع قوی، عقار مشفوعه را از مشتری خریداری نماید، حق شفع او وکسانیکه در درجه شفع از او بعد تر اند یا
مثل او اند، ساقط می گردد.

ACKU

369

ماده ۶۶۵۷
هرگاه شفیع عقار مشفوعه را به اجاره بگیرد یا در مزایده فروش یا اجاره آن شرکت ورزد یا فروش آنرا از مشتری به
مثل ثمن اول مطالبه نماید، شفع او ساقط میشود.
ماده ۶۶۵۱
( هر۱) گاه شفیع بمقدار ثمن بیش از حد واقعی مطلع ساخته شود و او از شفع صرؾ نظر نماید، وبعدا به او ثابت شود که
مقدار ثمن کمتر از آن است که قبال باو اطالع داده شده، حق شفع او ساقط نمیشود.
)۲( اگر شفیع باسم مشتری معرفت حاصل نماید واز شفع صرؾ نظر کند وبعدا ثابت شود که مشتری ؼیر از آن
شخصیست که قبال به او معرفی شده بود، یا از فروش قسمتی ا زعقار مشفوعه به او ابالغ گردد و او شفع را واگذار شود
و بعدآ ظاهر شود که تمام عقار مشفوعه فروخته شده است، حق شفع ساقط نمی گردد.
)۳( در تمامی احوال مندرج فقرات فوق این ماده، مواعید اخطار ورفع دعوی مندرج این فصل رعایت میشود.
ماده ۶۶۵۵
در تمامی احوال حق شفع به انقضای مدت چهار ماه از تاریخ ثبت عقد بیع ساقط میشود. ،
مبحث ششم حیازت
فرع اول – زوال حیازت انتقال و ،کسب
ماده ۶۶۵۲
،یازتح حالت واقعی است که از سلطه شخصی برشی ، یا بر حقی از حقوق برشی بصفت مالک شی یا صاحب حق برشی
نشات میکند.
ماده ۶۶۵۷
کسیکه چیزی را مباح سازد ، میتواند از آن رجوع نماید . این اباحت دلیل عدم حیازت شخص مباع کننده شناخته نمیشود.
ماده ۶۶۵۱
هرگاه حیازت با اکراه مقرون گردد یا بصورت خفیه واقع ویا در آن التباس موجود باشد، اثر آن برشخصیکه علیه او اکراه
صورت گرفته یا حیازت از او اخفاء شده یا بر او التباس واقع شده است، مرتب نمی گردد. مگر از تاریخ زوال عیوب
مذکور.

ACKU

370

ماده ۶۶۵۰
،صؽیر ؼیر ممیز از طریق کسیکه قانونآ قایم مقام او شناخته میشود ، کسب حیازت نموده می تواند.
ماده ۶۶۲۱
هرگاه شخص دیگری بصورت مستقیم در حیازت باسم حایز مبادرت نماید ، حیازت بحال خود باقیمانده ، شخص مذکور
حیثیت تابع را داشته ومتابعت او امر حایز در امور متعلق به شی یا حقوق تحت حیازت مکلؾ میباشد.
ماده ۶۶۲۵
حیازت از شخص حایز به شخص دیگر، در صورتی انتقال مینماید که طرفین به آن موافقه نموده و شخص مذکور اهلیت
تصاحب را برشی یا حقوق مورد حیازت دارا باشد.
ماده ۶۶۲۶
انتقال حیازت بدون تسلیم مادی هم جواز دارد . در صورتیکه حایز بذوالیدی خود بحساب کسیکه از او نیابت میکند، دوام
دهد یا شخصی که به او انتقال حیازت میشود، به حساب خود بذوالیدی ادامه دهد.
ماده ۶۶۲۷
ذوالید عقار میتواند با مدت ذوالیدی خود مدت ذوالیدی کسی را که عقار از طرؾ او بوی انتقال نموده اعم از .ضم نماید ،
اینکه انتقال به سبب شرا باشد یا هبه یا وصیت یاارث یا سایر اسباب در ینصورت ا . گر مجموع مدت ذوالیدی بحدی بالػ
شود که مانع سماع دعوی گردد، علیه ذوالید دعوی ملک مطلق، دعوی ارث ودعوی وقؾ شینده نمیشود.
ماده ۶۶۲۱
،عاریت و هبه ،اجاره ،ودیعت ،طلب مزایده اقرار بعدم ملکیت مطالبه کننده شناخته شده ، دعوی موصوؾ برای نفس خود
شی باالی ذوالیدی سمع نمشود . گرچه بر ذوالیدی میعادیکه مانع سماع دعوی گردد، منقضی نشده باشد.
ماده ۶۶۲۵
۱) ( ذوالیدیکه به اساس اجاره یارعایت در عقار منصرؾ باشد . نمی تواند بمرورزمان ذوالیدی راجع بمنع استماع دعوی
علیه راجع بمنع استماع دعوی علیه اجاره دهنده یا رعایت دهنده تمسک نماید.
۲) ( در صورتیکه شخص از اجاره وعاریت د رطول مدت ذوالیدی منکر بوده و مدعی باوجود حضور وامکانات
وموجودیت مقتضی ترک دعوی ن ،ماید بعد از انقضای مدت مذکور دعوی او شنیده نمیشود.
ACKU

371

ماده ۶۶۲۲
هرگاه حایز از تسلط فعلی خود برشی یا حث منصرؾ گردد ویا این تسلط را به طریقه دیگری از دست بدهد، حیازت زایل
میگردد.
ماده ۶۶۲۷
حیازت به اثر مانع موقت از بین نمی رود ، مگر اینکه مانع مذکور مدت یکسال کامل ادامه پیدا کرده ونتیجه حیازت جدیدی
باشد که بخالؾ اراده حایز یا بدون علم او واقع شده باشد. آؼاز سال در حالیکه حیازت بصورت عینی واقع شده باشد، از
تاریخ آؼاز حیازت جدید ودر حالیکه بصورت خفیه واقع شده باشد، از تاریخ علم حایز اول به آن حساب میشود.
فرع دوم – حمایت حیازت
ماده ۶۶۲۱
(۱) هرگاه شخصی حیازت عقار را از دست بدهد، میتواند در خالل یکسال بعد از فقدان حیازت رد آنرا مطالبه نماید. در
صورتیکه فقدان حیازت طور خفیه بعمل آمده باشد، شروع سال از تاریخ کشؾ فقدان حیازت شروع میشود.
)۲( شخصیکه بصورت نیابت از ؼیر حیازت را بدست داشته باشد، نیز میتواند رد حیازت را مطالبه نماید.
ماده ۶۶۲۰
شخصیکه هنگام از دست دادن حیازت کمتر از یکسال، حیازت را بدست داشته باشد، نمی تواند رد حیازت را از شخصی
مطالبه نماید که حیازت او متکی به سند قانونی باشد.
ماده ۶۶۷۱
( هر۱) گاه هیچ یک از حایزین دارای سند قانونی نبوده یا اسناد آنها معادل یکدیگر باشد، ترجیع، حیازت به شخصی داده
میشود که سند او تاریخ مقدم داشته باشد.
۲) ( در حالت مندرج فقره فوق ا ، گر اسناد قانونی دارای عین تاریخ باشد، به حیازتیکه از لحاظ تاریخ مقدم است، امتیاز
داده میشود.
ماده ۶۶۷۵
حایز میتواند دعوی استرداد حیازت را در خالل میعاد قانونی علیه کسیکه حیازت شی ؼصب شده باشد ، کسب نموده است
.اقامه نماید گرچه شخص اخیر الذکر دارای حسن نیت باشد.

ACKU

372

ماده ۶۶۷۶
شخصیکه حیازت عقاری را بدست آورده وحیازت او مدت یک سال کامل دوام نماید وبعدآ بر حیازت او تعرض واقع
شود، میتواند در خالل مدت یکسال دعوی منع این تعرض را اقامه نماید.
ماده ۶۶۷۷
شخصیکه حیازت عقاری را در ظرؾ یکسال کامل بدست داشته وبه علت اسباب معقول از اجرای اعمال تعرضی جدید که
حیازت وی را تهدید میکند بترسد، میتواند موضوع را بمحکمه باصالحیت تقدیم نموده و توقؾ این اعمال را مطالبه نماید.
مشروط براینکه اعمال مذکور به انجام نرسیده واز شروع براجرای اعمال مذکور که منجر بحدوث ضرر میشود، یکسال
منقضی نشده باشد، در ؼیر آن میتواند دعوی منع تعرض را اقامه نماید.
ماده ۶۶۷۱
هرگاه اشخاص متعدد در حیازت حق واحدی تنازع نمایند، بصورت موقت بحیازت کسی اعتبار داده میشود که حیازت
مادی برحق مذکور داشته باشد. مگر اینکه حیازت او معیوب ظاهر شود.
ماده ۶۶۷۵
شخصیکه حایز حقی باشد ، مالک آن شناخته میشود م . گر اینکه عکس آن ثابت شود.
ماده ۶۶۷۲
۱) ( شخصیکه بدون علم از تجاوز برحق ؼیر حایز حق ، گردد، دارای حسن نیت شناخته میشود. مگر اینکه این جهل او
ناشی از خطاء فاحش باشد.
)۲( اگر حایز شخصیت حکمی باشد، به نیت ممثل قانونی او اعتبار داده میشود.
)۳( موجودیت حسن نیت همیشه فرض کرده میشود، مگر اینکه دلیلی به نفی آن اقامه شود.
ماده ۶۶۷۷
حسن نیت وقتی نفی میشود که حایز بداند که حیازت او تعرض برحق ؼیر میباشد، یا اینکه عیوب حیازت او براساس
اخطار یا صورت دعوی مدعی به او ابالغ شود.
ماده ۶۶۷۱
حیازت کماکان بهمان وصفی که ابتداء زمان کسب بوجود آمده باقی میماند تاای ، نکه دلیل عکس آن موجود شود.
ACKU

373

فرع سوم – آثار حیازت
ماده ۶۶۷۰
دعوی ملکیت باستثنای ارث ، برشخصیکه در طول مدت پانزده سال متوالی بالانقطاع ذوالید عقار یا اشیاء دیگر بوده
ودرآن بدون منازعه و معارضه تصرؾ مالکانه داشته باشد، سمع نمیشود.
ماده ۶۶۱۱
۱) ( دعوی ارث برشخصیکه ذوالید عقار بوده ، در صورت مدت سی وسه سال بدون منازعه در آن تصرؾ مالکانه داشته
،باشد بدون عذر شرعی شینده نمیشود.
۲) ( تملک اموال دولت آثار باستانی ، و عامل وقؾ براساس مرور زمان جواز ندارد.
ماده ۶۶۱۵
هرگاه ترک دعوی ملکیت یا ارث یا وقؾ به اساس عذر شرعی مثل ؼیبت، قصور یا جنون بوده و رلی یا وصی وجود
نداشته باشد، سمع میشود. مگر در صورتی شنیده نمیشود که ؼایب حاضر قاصر بالػ و مجنون هوشیار شود و بعد از آن
در مدت تعیین شده دعوی را ترک نمایند.
ماده ۶۶۱۶
دعوی ملکیت بر ذوالید از طرؾ اوالد ، اقارب زوج وزوجه بایع که هنگام فروش عقار برای ذوالید حاضر بوده و از
فروش مطلع گردیده سکوت اختیار نموده باشند،سمع نمیشود. گرچه از وقت بیع مدت پانزده سال سپری نشده باشد.
ماده ۶۶۱۷
هرگاه ذوالیدی شخص در طول مدت محدودی در سابق ثابت بوده و در حال نیز ثابت باشد ، این وضع برای ابقاء وقیام
ذوالید در طول مدت بین دو زمان مذکور قرینه شمرده میشود. مگر اینکه دلیل بخالؾ آن موجود شود.
ماده ۶۶۱۱
هیچ کس نمی تواند به اساس مرورزمان بخالؾ سند خود کسب حق نماید ، به این اساس هیچ کس نمی تواند شخصآ بمفاد
خود سبب حیازت خود یا اصلی را که این حیازت برآن استوار است تؽیر دهد. ،
ماده ۶۶۱۵
احکام مرور زمان ساقط کننده دعوی برمرور زمان کسب کننده حق در آنچه به حساب مدت و توقؾ آن وانقطاع آن
واستناد به آن در پیشگاه قضاء و همچنان به تنازل کننده از آن و موافقه بر تعدیل آن متعلق باشد، تطبیق می شود.

ACKU

374

مشروط بر این که احکام مذکور با طبیعت مرور زمان کسب کننده حق ورعایت احکام مواد )۲۲۳۳ و ۲۲۳۳( این قانون
متعارض واقع نشود.
ماده ۶۶۱۲
مدت مرور زمان کسب کننده حق بهر اندازه که باشد، باموجودیت اسباب موجبه متوقؾ میشود.
ماده ۶۶۱۷
هرگاه حایز از حیازت خود صرؾ نظر نماید ویا آن را از دست دهد، گرچه به فعل ؼیر باشد، مرور زمان کسب کننده
حق قطع میشود. مگر اینکه حایز در خالل یکسال از تاریخ انقطاع حیازت خویش را مسترد نموده یا راجع به استرداد آن
در خالل همین مدت اقامه دعوی نماید.
فرع چارم – تملک اشیاء منقول باساس حیازت
ماده ۶۶۱۱
۱) ( شخصیکه مال منقول یا حق عینی را برمال منقول یا سند یکه بنام حامل آن اعتبار داشته باشد ، به استناد اسباب صحیح
توام باحسن نیت حایز شود ، مالک آن شناخته میشود.
۲) ( سبب صحیح به سندی اطالق میشود که از طرؾ ؼیر مالک یا ؼیر صاحب حق ، صادر شده باشد.
ماده ۶۶۱۰
مالک مال منقول یا صاحب سندیکه برای حامل آن اعتبار داشته باشد ، می تواند در صورت فقدان یا سرقت از تاریخ ضیاع
یا سرقت یا استرداد آن از نزد شخصیکه باحسن نیت آنرا حایز گردیده است بپردازد.
ماده ۶۶۰۱
هرگاه مال مسروقه یا گم شده در حیازت شخص دستیاب شود ومال مذکور را باحسن نیت از بازار به مزایده علنی یا از
تاجریکه در امثال آن تجارت دارد، خریداری نموده باشد، میتواند ثمن تادیه شده را در صورتیکه مال مسروقه باشد، از
فروشنده و در صورتیکه مال گم شده باشد، از شخصیکه به استرداد آن می پردازد، مطالبه نماید.
ماده ۶۶۰۵
۱) ( حایز به حسن نیت مالک ثمر وآنچه که در حیازت او است شناخته میشود. ،
۲) ( ثمر طبیعی یا صنعتی از تاریخ جمع آوری آن قبض شده تلقی میگردد، مگر ثمر مدنی روز بروز قبض شده شمرده
میشود.

ACKU

375

ماده ۶۶۰۶
حایزیکه دارای سوء نیت باشد ، از تاریخ بمیان آمدن نیت سوء از تمامی ثمریکه قبض نموده ویا در قبض آن تقصیر بعمل
،آورده است مسئول پنداشته میشود.
فرع ششم – استر داد مصارف
ماده ۶۶۰۷
مالکیکه ملکیت به او رد میشود ، مکلؾ است تمام مصارؾ ضروری را که حایز به حسن نیت بمصرؾ رسانیده است به
،او بپردازد و در مورد مصارؾ نافع احکام مواد ) ۲۲۰۳ – ۲۲۰۳ ( این قانون تطبیق میشود.
ماده ۶۶۰۱
حایز نمی تواند مصارفی را که از جمله مالیات حساب میشود ، از مالک مطالبه نماید ، مگر حق آنرا دارد تاآنچه را جدید
احداث نموده است دور ساخته وشی را بهمان حالت اولی آن بر گرداند. مگر اینکه مالک به ایفای آن در مقابل تادیه قیمت،
موافقه نماید.
ماده ۶۶۰۵
هرگاه شخصی حیازت را از مالک یا حایز سابق حایز شده باشد، واثبات نماید که مصارؾ را به سلؾ خود پرداخته است،
میتواند مصارؾ مذکور را از شخصیکه مال به وی سپرده میشود، مطالبه کند.
ماده ۶۶۰۲
محکمه میتواند اندازه مصارؾ را تثبیت و راجع به پرداخت آن اقساط دورانی را باتضمینات ضروری، تعیین نماید.
فرع هفتم – مسئولیت از بین رفتن شی تحت حیازت
ماده ۶۶۰۷
هرگاه حایز با حسن نیت از شی در حدودیکه حق خود پندارد، استفاده نماید. در مقابل شخصیکه برد شی باومکلؾ میشود
از هر نوع تعویض به سبب این استفاده مسئول شناخته نمیشود، همچنان از عواقب از بین رفتن وتلؾ شدن شی مذکور
مسئول پنداشته نمیشود. مگر در حدودیکه از آن ناحیه به او مفادی تعلق گرفته باشد.
ماده ۶۶۰۱
هرگاه حایز دارای سوء نیت باشد، از بین رفتن وتلؾ شدن شی گرچه از اسباب ؼیر مترقبه نشات کرده باشد، مسئول
شناخته میشود. مگر اینکه ثابت شود که اگر شی مذکور نزد مالک آن هم می بود، از بین می رفت ویا تلؾ میگردید.

ACKU

376
فصل سوم
حقوق متفرع از حق ملکیت
قسمت اول
حق انتفاع
محبث اول – احکام عمومی

ماده ۶۶۰۰
ان ،تفاع جایز عبارت از حق نفع گیرنده است در استعمال وبکار انداختن عین تازمانیکه به حالت خود باقیمانده. گرچه رقبه
آن در مالکیت او نباشد.
ماده ۶۷۱۱
کسب منافع اعیان عقار باشد یا منقول ، بدون رقبه آن جواز دارد.
ماده ۶۷۱۵
کسب منفعت در مقابل عوض یا بدون آن جایز است.
ماده ۶۷۱۶
حق انتفاع به سبب عمل قانونی یا شفع یا مرور زمان، کسب میشود.
ماده ۶۷۱۷
وصیت کردن به حق انتفاع مطابق احکام و قواعد مندرج فصل وصیت جواز دارد. ،
ماده ۶۷۱۱
رعایت شروط عقد تبرعیکه برآن حق انتفاع مرتب میگردد، بامراعات حقوق و وجایب نفع گیرنده، حتمی است.
ماده ۶۷۱۵
ثمر شی که از آن نفع گرفته میشود، در طول مدت انتفاع حق نفع گیرنده شمرده میشود. همچنان ثمر طبیعی موجود هنگام
آؼاز مدت انتفاع حق نفع گیرنده شناخته میشود. بدون اینکه حقوق کسب شده ؼیر را اخالل نماید، مگر ثمری را که هنگام
انتهای مدت انتفاع موجود باشد، حق مالک تلقی میشود. مشروط برانیکه هریک مصارؾ یکدیگر را بپردازند.
ACKU

377

ماده ۶۷۱۲
( هر۱) گاه عقد منفعت بصورت مطلق ؼیر مقید صورت گرفته باشد، نفع گیرنده مکلؾ است از شی که منفعت میگیرد آن
را طور عادی استعمال نماید.
)۲( در صورت مقید بودن عقد، انتفاع گیرنده طبق دستور مالک یا مثل آن یا کمتر از آن حق استفاده را دارد و تجاوز از
آن، جوازندارد.
ماده ۶۷۱۷
مالک شی میتواند راجع به استمعال ؼیر مشروع یا مؽایر طبیعت شی برنفع گیرنده اعتراض نماید، اگر نفع گیرنده آن را
قبول ننماید، محکمه می تواند عین مذکور را از تصرؾ نفع گیرنده کشیده وبه شخص دیگری آنرا تسلیم نماید تا اداره آنرا
به عهده گیرد. همچنان میتواند به انتهای حق انتفاع بدون اخالل حقوق ؼیر، حکم صادرنماید.
ماده ۶۷۱۱
۱) ( مصارؾ الزمه سر پرستی و حفاظت عینیکه از آن نفع گرفته میشود، به ذمه نفع گیرنده می باشد.
)۲( تکالیؾ ؼیر عادی اصالحات بزرگی که ار قصور نفع گیرنده نشات نکرده باشد، به ذمه مالک بوده و نفع گیرنده به
دادن مفادیکه از مصرؾ حاصل شده، مکلؾ میشود. واگر نفع گیرنده مصارؾ مذکور را نموده باشد، میتواند در وقت
انتهای مدت انتفاع استر داد آنرا ازمالک، مطالبه نماید.
ماده ۶۷۱۰
هرگاه عینیکه از آن نفع برده میشود بدون تجاوز و قصور نفع گیرنده در نگهداری آن از بین برود، ضامن نمیگردد.
ماده ۶۷۵۱
هرگاه منفعت به مدت معلوم مقید باشد و نفع گیرنده بعد از گذشت مدت مذکور عین را نزد خود نگهداشت وبمالک آن رد
نکند و ازبین برود، نفع گیرنده بپرداخت قیمت آن مکلؾ میشود. گرچه عین را بعد از انقضای مدت انتفاع استعمال نکرده
ومالک نیز رد آنرا مطالبه ننموده باشد.
ماده ۶۷۵۵
نفع گیرنده مکلؾ است درحفاظت عینیکه از آن نفع میگیرد، توجه نماید.

ACKU

378

ماده ۶۷۵۶
هرگاه شی از بین برود یابه اصالحات بزرگی محتاج گردد که اقدام به آن در وجایب مالک شمرده شود یا اتخاذ تدابیری
الزم افتد که عین را از وقوع خطر ؼیر منتظره نجات دهد، در این صورت نفع گیرنده مکلؾ است به مالک فورا اطالع
دهد، همچنان مکلؾ است در صورت ادعای ؼیر مبنی بر حق باالی عین مذکور، مالک را مطلع گرداند.
ماده ۶۷۵۷
نفع گیرنده میتواند مال منقولی را که عاریت گرفته است، از بین ببرد، در حالیکه انتفاع از آن بدون از بین بردن آن ممکن
نباشد، در ین صورت نفع گیرنده بعد از نفع گرفتن برد مثل یا قیمت آن بمالک مکلؾ میشود، همچنان در صورتیکه مال
مذکور قبل از نفع گرفتن از بین برود، نفع گیرنده بپرداخت ضمان مکلؾ میشود. گرچه از بین رفتن در اثر قصور وی
صورت نگرفته باشد.
مبحث دوم – انتهای حق انتفاع
ماده ۶۷۵۱
حق انتفاع بانقضای مدت معینه انتفاع وبوفات نفع گیرنده ویا به از بین رفتن عینیکه از آن نفع گرفته میشود. خاتمه می
یابد.
ماده ۶۷۵۵
هرگاه مدت معینه انتفاع سپری گردد یا نفع گیرنده در اثنای مدت مذکور وفات نماید، وزمین بزرعی مشؽول باشد که هنوز
پخته نشده باشد، زراعت تاوقت پخته شدن زرع و درو آن در مقابل اجرت مثل به نفع گیرنده یاورثه او گذاشته میشود.
ماده ۶۷۵۲
حق انتفاع بگذشت مدت پانزده سال در حال عدم استعمال حق، منتهی میشود.
قسمت دوم
حق استعمال و سکونت

ماده ۶۷۵۷
فاع حق انت گاهی منحصر به استعمال یا سکونت و گاهی هردو میباشد.

ACKU

379

ماده ۶۷۵۱
ساحه حق استعمال یا سکونت باندازه احتیاج صاحب حق و اعضای فامیل او مقید شناخته میشود ، باآنهم آنچه را سند انشاء
حق احتوا نماید رعایت میشود. ،
ماده ۶۷۵۰
۱) ( کسی که حق سکونت منزلی را باساس عقد وصیت کسب نماید ا ، گر رقبه منزل از ثلث مال وصیت کننده متجاوز
نباشد، شخص مذکور میتواند در صورت اطالق وصیت در طول حیات خویش بافامیل خود در آن سکونت اختیار نماید
ودر صورت تعیین مدت الی زمان انقضای مدت مذکور در آن سکونت کرده میتواند، وبعد از آن حق سکونت بورثه
وصیت کننده انتقال می یابد. اگر رقبه منزل از ثلث مال وصیت کننده متجاوز باشد، شخصیکه به او وصیت شده، میتواند
در مقداریکه از حدود ثلث تجاوز نکند، سکونت نماید. و از ساحه خارج از حدود ثلث ورثه استفاده بعمل می آرد، مگر
اینکه ورثه وصیت را در تمام منزل اجازه دهد.
)۲( در حالت مندرج فقره فوق، ورثه وصیت کننده نمی توانند آن قسمت منزل را که در دست دراند، بفروشند مگر تقسیم
استفاده آنرا حسب زمان، بصورت نوبت کرده میتواند.
ماده ۶۷۶۱
هرگاه منزلیکه برای حق سکونت تثبیت شده باشد باعمار ضرورت داشته باشد، تعمیر آن به عهده کسی میباشد که حق
سکونت را در آن حایز است، تا از مال خود، به آن مبادرت نماید. وآنچه را که از مال خود بناء نماید، ملکیت او و ورثه
او شناخته میشود، و اگر صاحب حق از اعمار آن امتناع ورزد شخص ذیعالقه، میتواند از محکمه الزام او را به تعمیر
مطالبه ویا اجازه محکمه را در خصوص اجاره منزل مذکور بؽیر حاصل نماید. تا از پول اجاره آن باعمار مذکور پرداخته
وبعد از انتهای مدت اجاره آنرا بصاحب حق سکونت رد نماید.
ماده ۶۷۶۵
تنازل از حق استعمال یا حق سکونت برای ؼیر جواز ندارد م ، گر به اساس شرط صریح بادلیل قوی.
ماده ۶۷۶۶
احکام مربوط بحق انتفاع تا وقتی که مؽایر احکام مندرج این قسمت و منافی طبیعت این دو حق نباشد در مورد حق .
استعمال وحق سکونت نیز تطبیق میشود.

ACKU

380
قسمت سوم
حق حکر

ماده ۶۷۶۷
حق ،حکر عبارت از حق عینی است که منظور از آن ابقای زمین برای بناء ؼرس یایکی از ین دو در مقابل اجرت معین
می باشد.
ماده ۶۷۶۱
،مدت حکر از پنجاه سال تجاوز نمیکند . در حالیکه مدت حکر بیشتر از پنجاه سال تعیین ویا اصال تعیین نگردیده باشد،
برای مدت پنجاه سال اعتبار داده میشود.
ماده ۶۷۶۵
عقد حکر جواز ندارد ، مگر به اساس ضرورت یا مصلحت واجازه محکمه والیتیکه تمام زمین یا قسمت اعظم آن از لحاظ
قیمت در حوزه آن محکمه قرار داشته باشد. عقد بحضور رئیس محکمه یا عضویکه از طرؾ رئیس محکمه تعیین میشود
تحریر میگردد. وثیقه بعدآ طبق احکام قانون ترتیب میگردد.
ماده ۶۷۶۲
صاحب حق حکر ، می تواند در زمین تحت حکر خود تصرفات مبنی بر انتفال ملکیت یا انتفاع را بعمل آ در تمام این ،ورد
حاالت زمین یا بناء اشجار وسایر اموال ؼیر قابل انتقال بعد از انتها مدت حق حکر، به مالک اصلی یا ورثه وی یا رعایت
حکم ماده )۲۳۲۳( این قانون اعاده میشود.
ماده ۶۷۶۷
صاحب حق حکر ، میتواند در حیازت و ؼرس به تنهائی یا باحق حکر یکجای تصرؾ نماید.
ماده ۶۷۶۱
صاحب حق حکر مکلؾ است ، اجرت معینه را در مواعیدیکه به آن موافقه صورت گرفته، بمالک بپردازد.
ماده ۶۷۶۰
،عقد حکر بمقدار کمتر از اجرت مثل جواز ندارد ، تزئید یا تنقیص اجرت زمانی صورت گرفته میتواند که در اجرت مثل
متجاوز از خمس از حیث زیادت یا نقصان تؽیر وارد شده و از تاریخ آخرین سنجش پنج سال، سپری شده باشد.
ACKU

381

ماده ۶۷۷۱
در سنجش زیادت یا نقصان بقیمت اجاره زمین در هنگام سنجش مراجعه میشود و در آن موقعیت زمین و اندازه تمایل
مردم به آن رعایت میگردد. بموجودیت بناء، اشجار یا آنچه صاحب حق حکر در آن احداث نموده یا حقوق و اضرار
صاحب حق حکر در زمین مذکور در سنجش اجرت اعتبار داده نمیشود.
ماده ۶۷۷۵
سنجش جدید از تاریخ موافقه طرفین یا از تاریخ اقامه دعوی مبنی به مطالبه شنجش ، اعتبار داده میشود.
ماده ۶۷۷۶
صاحب حق حکر ، مکلؾ است باتخاذ وسایلی اقدام نماید که برای حاصل دهی زمین الزم باشد و ، با آنهم شروط موافقه
،طبیعت زمین ،شده ؼرضیکه زمین برای آن آماده شده واقتضای عرؾ منطقه رعایت میشود.
ماده ۶۷۷۷
۱) ( حق حکر به انتهای مدت معینه منتهی میشود. ،
( قبل از ان۲) ،تهای مدت حق حکر وقتی منتهی میگردد که صاحب حق حکر بیش از احداث بناء یا ؼرس اشجار در زمین
مذکور وفات نماید. مگر اینکه تمامی ورثه بقای حکر را مطالبه نمایند.
ماده ۶۷۷۱
هرگاه حکر در زمین موقوفه صورت گرفته باشد، وصفت وقؾ از زمین مذکور به اساس رجوع وقؾ کننده از وقؾ زایل
شود، حکر منتهی میگردد واگر مدت وقؾ از طرؾ وقؾ کننده تنقیص یابد، در صورتیکه مدت باقیمانده از مدت حکر
کمتر باشد، حکر الی زمان انتهای وقؾ ادامه می یابد ودرؼیر آن الی نهایت مدت حکر طبق حکر دوام داده میشود.
ماده ۶۷۷۵
هرگاه صاحب حق حکر حقوق اجاره زمین را در دوسال متوالی نپردازد، مالک زمین میتواند فسخ عقد را مطالبه کند.
ماده ۶۷۷۲
مالک زمین هنگام فسخ عقد یا انهتای مدت حکر، بین از اله بناء و اشجار ؼرس شده محتکر یا بقای آن در مقابل اقل
قیمت مستحقه از اله یا بقاء مخیر است. مگر اینکه موافقه طور دیگری صورت گرفته باشد.
ACKU

382

ماده ۶۷۷۷
هرگاه در ظرؾ مدت پانزده سال از حق حکر استفاده بعمل نیاید، حق حکر منتهی شناخته میشود.
ماده ۶۷۷۱
احکام عقد حکر مندرج این قانون ، به حکر زمینیکه هنگام نفاد این قانون ثابت باشد، نیز تطبیق میشود.
ماده ۶۷۷۰
۱) ( از حق حکر مندرج این قانون ، اشخاص خارجی اعم از حقیقی وحکمی ، استفاده کرده نمی توانند.
۲) ( رویه که دولت افؽانستان در برابر نمایندگی های سیاسی دول متحابه و موسسات بین المللی مقیم افؽانستان در مورد
اموال عقاری اتخاذ میدارد، تابع احکام حق حکر نمی باشد.
قسمت چارم
حقوق مجرد
مبحث اول – حق ارتفاق

ماده ۶۷۱۱
،ارتفاق عبارت از حقی است باالی عقار جهت منفعت عقار شخص دیگر.
ماده ۶۷۱۵
حق ارتفاق باالی مال عام مرتب شده میتواند ، مشروط براینکه به استعمال مال مذکور که به آن تخصیص یافته منافات
نداشته باشد.
ماده ۶۷۱۶
حق ارتفاق باساس تعهد قانونی با ارث حاصل شده میتواند ، مرور زمان باعث کسب حق ارتفاق نمی گردد. مگر در مورد
ارتفاق از قبیل حق مرور.
ماده ۶۷۱۷
ارتفاق ظاهر باساس تخصیص مالک اصلی نیز مرتب شده میتواند.

ACKU

383

ماده ۶۷۱۱
تخصیص از جانب مالک اصلی وقتی موجود میشود که مالک دوعقار منفصل از هم در بین دو عقارمذکور عالیم ظاهری
احداث نماید که به اساس آن بین آن دو عقار چنین عالمه تبعی ایجاد گردد که اگر دو عقارمذکور ملک دو نفر فرض شود،
بوجود حق ارتفاق داللت نماید، و این امر بیکی از طرق اثبات ثابت گردد. درین حال اگر ملکیت دو عقار مذکور بدون
تؽیر بهمان حالت بدو نفر دیگر انتقال نماید، حق ارتقاق بین دو عقار مذکور بنفع وضرر مالکان جدید، ثابت شمرده میشود.
مگر اینکه شرط صریح مخالؾ آن باشد.
ماده ۶۷۱۵
( هر۱) گاه قیودی وضع شود که حق مالک عقار را در بناء تعمیر محدود سازد، از قبیل تحدید در ارتفاق منزل یا در ساحه
عمارت، قیود مذکور بحیث حقوق ارتفاق برعقار به منفعت عقارات دیگری که بمنظور بهبود آن وضع شده شمرده
میشود. مگر اینکه موافقه طور دیگری صورت گرفته باشد.
)۲( اگر از قیود وضع شده تخلؾ بعمل آید، اصالح آن عینآ از محکمه مطالبه شده می تواند ومحکمه صالحیت دارد در
صورت دالیل موجبه بتعویض، اکتفاء نماید.
مبحث دوم – حقابه
ماده ۶۷۱۲
،حقابه عبارت از نوبت استفاده از آب است بمنظور آبیاری زراعت یا اشجار.
ماده ۶۷۱۷
آب دریاها و فروع آن ملک عامه شمرده شده هرکس حق دارد از آن اراضی خویش را آبیاری نموده یا از آن به این
منظور جوی بکشد مگر اینکه این امر بامصلحت عامه یا قوانین خاص مؽارض واقع شود.
ماده ۶۷۱۱
کسیکه از مال خود جوی خاص به منظور آبیاری زمین خود احداث کند . از آن حق هر نوع استفاده را داشته وشخص
دیگر از آن بدون اجازه احداث کننده، استفاده کرده نمی تواند.
ماده ۶۷۱۰
حق استعمال آب از جوی عام وتوزیع آن بارعایت عدم الحاق ضرر بمصالح عامه به اندازه اراضی صورت میگیرد، که
آبیاری آن منظور نظر باشد.

ACKU

384

ماده ۶۷۵۱
صاحب زمینیکه توسط آالت و وسایل یا مستقمآ از جوی آبیاری میکند ، نمی تواند صاحبان اراضی تحت آب را به مسیر
آب در اراضی آنها مجبور سازد، مگر انیکه حق جریان آب را در آن داشته باشد.
مبحث سوم – حق مرور
مجرا و مسیل
ماده ۶۷۵۵
۱) ( حق مرور، مجرا و مسیل اگر قدیمی باشد، بحال خود گداشته میشود، مگر اینکه اصال نا مشروع باشد. درین صورت
بقدامت اعتبار داده نمیشود ودر صورت موجودیت ضرر واضع از بین برده میشود.
)۲( اگر مسیل منزلی درراه عام یا خاص کشیده شده باشد که از آن ضرری به مردم عاید باشد، ضرر مذکور رفع ساخته
میشود گرچه قدیمی باشد.
ماده ۶۷۵۶
هرگاه حق مرور، مجرا یا مسیل شخصی باالی زمین شخص دیگری باشد، صاحب زمین نمی تواند او را ازین حقوق
محروم نماید.
ماده ۶۷۵۷
هیچ کسی نمی تواند بدون حق مسیل محلی را که جدیدا احداث نموده بمنزل شخص دیگری بکشد، مگر اینکه اجازه او را
حاصل کرده باشد.
ماده ۶۷۵۱
احداث ناوه دان یا حفر بدرفت فاضله آب باران وؼیره ، در راه عام در حالیکه از آن ضرری به عام تولید شود جواز
،ندارد و همچنان احداث امور فوق در راه خاص که ؼیر نافذ باشد ، بدون اجازه ښاروالی یا اهل کوچه مجاز نمیباشد. ،
مبحث چارم – احکام ارتفاق
ماده ۶۷۵۵
صاحب میتواند بچنان ،حق ارتفاق اعمالی مبادرت ورزد که برای استعمال حق او در ارتفاق ضروری باشد یا برای ،
محافظت حق مذکور الزمی شناخته شود وباید حق مذکور را طوری استعمال نماید ، که از آن ضرری عاید نشود.

ACKU

385

ماده ۶۷۵۲
مالک عقار مرتفق باجراء هیچ نوع عملی مکلؾ نمی گردد. مگر اینکه استعمال معتاد حق ارتفاق آنرا اقتضاء نماید.
ماده ۶۷۵۷
مصارؾ اعمالیکه بمنظور استعمال حق ارتفاق الزم شمرده شود یا تکالیؾ حفاظت آن به ذمه ای مرتفق می باشد م ، گر
اینکه بخالؾ آن شرط گذاشته شده باشد، و اگر اعمال مذکور برای مالک عقار مرتفق نیز نافع باشد، تکالیؾ صیانت آن
بتناسب مفادیکه به هریک عاید میگردد، می باشد.
ماده ۶۷۵۱
هرگاه مالک عقار مرتفق باجرای اعمال مندرج ماده )۲۳۳۳( این قانون بمصارؾ خود مکلؾ باشد، هروقت که خواسته
باشد، میتواند به انتقال ملکیت تمام یا قسمتی از عقار مرتفق به برای صاحب حق ارتفاق، خود را ازین تکلیؾ سبک دوش
سازد.
ماده ۶۷۵۰
مالک عقار مرتفق به ، نمی تواند به اجرای اعمالی بپردازد که منجر به نقصان استعمال حق ارتفاق شود همچنان نمی ،
تواند موضع حق مذکور را تؽییر دهد م . گر اینکه موقع مذکور باثر حوادث طوری گردد که تکلیؾ ارتفاق را تزئید بخشد
یا استعمال حق از موضع مذکور مانع آوردن تحسینات در عقار مرتفق به شود، در ین صورت مالک عقار، می تواند
انتقال ارتفاق را به موضع دیگر مطالبه نماید.
ماده ۶۷۲۱
( هر۱) گاه عقار دارای حق ارتفاق تجزیه شود، هریک از اجزاء مستحق ارتفاق شناخته میشود.مشروط براینکه این امر
تکلیؾ اضافی را برعقار مرتفق به، عاید نسازد.
)۲( اگر حق ارتفاق در واقع تنها برای یک جزء مفید بوده وبرای تمام اجزاء مفید نباشد، مالک عقار میتواند زوال حق
مذکور را از سایر اجزاء مطالبه نماید.
ماده ۶۷۲۵
( هر۱) گاه عقار مرتفق به، تجزیه شود حق ارتفاق در تمام اجزاء آن باقی میماند.
)۲( اگر حق ارتفاق در واقع باالی بعضی اجزاء عقار استعمال نمی گردد. وامکان استعمال آن هم نباشد، مالک اجزای
مذکور میتوانند زوال حق مذکور را از جزء مکلیت خود مطالبه نمایند

ACKU

386

مبحث پنجم – انتهای ارتفاق
ماده ۶۷۲۶
،( حق ارتفاق۱) به انقضای مدت معینه یا ازبین رفتن کامل عقار مرتفق به یا عقار مرتفق ، وبه اجتماع هردو عقار
دوملکیت یک شخص منتهی میشود.
( ا۲) گر حالت اجتماع ملکیت بنابر تاثیری زایل گردد که به زمان گذشته راجع میگردد، حق ارتفاق عودت می نماید.
ماده ۶۷۲۷
اگر حق ارتفاق در خالل مدت پانزده سال استعمال نشود ، منقضی میگردد.
ماده ۶۷۲۱
هرگاه عقار دارای حق ارتفاق در ملکیت یکعده شرکاء بصورت مشترک داخل شود ، استفاده یکی از شرکاء از حق ارتفاق
مرور زمان را در مورد سایر شرکاء قطع می نماید . همچنان وقؾ مرور زمان به منفعت یکی از شرکاء به منفعت
شرکای باقیمانده ، موقوؾ میشود.
ماده ۶۷۲۵
هرگاه وضع اشیاء طوری تؽییر نماید که استفاده از حق ارتفاق ؼیر ممکن گردد ، حق ارتفاق منقضی شناخته میشود. در
صورتیکه اشیاء به حالتی برگردد که اسفتاده از حق مذکور ممکن ،شود حق ارتفاق نیز اعاده میگردد . مگراینکه به اساس
عدم استعمال تحت مرور زمان آمده باشد.
ماده ۶۷۲۲
مالک عقار مرتفق به ، وقتی میتواند که خود را از تمام یا بعضی ارتفاق خالص کند که منفعت عقار مرتفق کامال از بین

، تناسب نداشته باشد.
ACKU

رفته یا منفعت محدودی از آن باقی مانده باشد که ب ، اتکالیؾ واقع بر عقار مرتفق به

387
باب دوم
حقوق عینی تبعی
فصل اول
حق حبس مال )قید (

ماده ۶۷۲۷
باستثنای احوالیکه در این قانون در مبحث رهن حیازی ورسمی تصریح شده . مانند عقدیکه باعث ایجاد حقوق عینی تبعی
،میشود وباستثنای احکامیکه در خصوص حق حبس مال بحیث وسیله از وسایل ضمان تنفیذ توضیع گردیده، در مورد
حقوق حبس اختصاص و تقدم احکام آتی رعایت میشود.
ماده ۶۷۲۱
،حق حبس مال حق تبعی ای است که بمنظور تضمین دین برمال مرتب میگردد.
ماده ۶۷۲۰
،بایع میتواند بحق حبس مبیعه در مراجعه به مشتری ودر برابر تمام دائنین باین حق استناد نماید.
ماده ۶۷۷۱
اجاره گیرنده، میتواند در صورت فسخ اجاره وپرداخت اجرت و پیشکی مال اجاره شده را تا وقت رد اجرت، حبس نماید.
ماده ۶۷۷۵
رهن گیرنده، میتواند رهن را تاوقت استیفای دینیکه در برابر آن رهن اخذ نموده است، نزد خود نگهدارد، گرچه عقد رهن
فاسد باشد. او نمیتواند مال مرهونه را در مقابل دین دیگری که سابق از عقد رهن باالی مال مرهونه گیرنده داشت، حبس
نماید.
ماده ۶۷۷۶
شخصیکه نزد او مال به امانت گذاشته شده است، میتواند مال را تا زمان حصول مصارفیکه در راه حفاظت آن بخرچ
رسانیده، حبس نماید.

ACKU

388

ماده ۶۷۷۷
اجیر مشترکی که اثر عمل او در عین موجود باشد ، میتواند عین مذکور را تاوقت حصول اجرت از صاحب عمل حبس
نماید.
ماده ۶۷۷۱
شخصیکه وکیل به خرید باشد میتواند مال خریده شده را تا وقت پرداخت سند آن از طرؾ موکل حبس نماید.
ماده ۶۷۷۵
حق حبس باپر داخت مورد حبس یا قیمت آن ، مطابق احکام قانون منتهی میشود.
فصل دوم
حق اختصاصی
قسمت دوم
انشاء حق اختصاصی

ماده ۶۷۷۲
( هر۱) دائنیکه حکم واجب التنفیذ را مبنی بر الزام مدیون به شی معین بدست داشته باشد ، میتواند حق اختصاصی را بر
عقارات مدیون خود بمنظور تضمین اصل دین و مصارؾ حاصل نماید.
۲) ( داین نمی تواند بعد از وفات مدیون بر عقار متروکه ، به حق اختصاصی استناد نماید.
ماده ۶۷۷۷
حصول حق اختصاص بنا برحکم اصالحی باتفاق طرفین متخاصم جواز م ،داشته گر حصول آن بنابر حکم در خصوص
صحت امضاء جواز ندارد.
ماده ۶۷۷۱
حصول حق اختصاص ، تنها بر عقاراتی جواز دارد که هنگام قید حق مذکور معین و در ملکیت مدیون بوده وفروش آن
بصورت بیع مزایده علنی جواز داشته باشد.

ACKU

389

ماده ۶۷۷۰
دائنیکه اراده اخذ اختصاص را بر عفارات مدیون خود دارد ، مکلؾ است توام باسواد حکم درین خصوص عریضه برئیس
محکمه والیتی تقدیم نماید، که عفارات مورد نظر در حوزه آن والیت قرار دارد . عریضه شامل اسم ، لقب کسب اقام ، تگاه
داین دمدیون او بوده تاریخ صدور حکم و محکمه حاکم و مقدار دین در آن درج وعقارات مورد نظر در آن بادقت
باالتفصیل تعین و توضیع شده موقعیت عقار تثبیت باانضمام او را قیکه قیمت عقار از آن تعین شده بتواند، تقدیم میشود.
ماده ۶۷۱۱
رئیس محکمه در ذیل عریضه امر خویش را مبنی بر اختصاص تحریر میدارد ، ومکلؾ است در زمینه تناسب اندازه دین
وقیمت عفارات مورد نظر رارعایت نموده ، در صورت اقتضای احوال ، می تواند اختصاص را منحصر بر بعض از
.عقارات نماید مشروط براینکه مقدار معینه در نظر او برای تادیه دین ومصارؾ آن کافی شمرده میشود.
ماده ۶۷۱۵
۱) ( هیئت تحریر محکمه ، مکلؾ است امر صادره را در کاپی حکم که درضم عریضه تقدیم شده است درج نماید. ،
۲) ( داین مکلؾ است موضوع امر مذکور را در خالل هفت روز از تاریخ صدور آن ؼرض اطالع مدیون اطالع نماید. ،
ماده ۶۷۱۶
،مدیون میتواند در برابر امر صادره به اختصاص به نز شخصی که امر را صادر نموده یا به محکمه اختصاصی والیت
،اعتراض نماید و تمام جریان در حاشیه ثبت امر رسانیده میشود ، یا محکمنه بالؽای امر مذکور حکم صادر می نماید.
ماده ۶۷۱۷
داین می تواند در مقابل صدور امر مبنی بر رد طلب اختصاصی به محکمه اختصاصی والیت مربوط ، اعتراض نماید.

قسمت دوم
آثار تنقیص و انقضای اختصاص

ماده ۶۷۱۱
۱) ( هرگاه اختصاص بر اعیانی مرتب شده باشد که قیمت آن از حدود تضمین مکفی بیشتر باشد، اشخاص ذیعالقه می
توانند تنقیص آنرا بحدود مناسبی مطالبه نمایند. تاتنها برجزئی از عقار یا عقارات اختصاص یافته تخصیص داده شده یا
برعقار دیگری انتقال داده شود که قیمت آن برای ضمان دین کافی باشد.
)۲( مصارؾ الزمه مطالبه تنقیص بر طلب کننده آن می باشد.

ACKU

390

ماده ۶۷۱۵
داینیکه حق اختصاص را حاصل میدارد ، دارای عین حقوق دینی می باشد که رهن رسمی را بدست می آورد در مورد .
،حق اختصاص تمام احکامی رعایت میشود که در مورد رهن رسمی رعایت میگردد. مشروط براینکه احکام مختص
بحق اختصاص را اخالل ننماید.

فصل سوم
حقوق تقدم
قسمت اول
احکام عمومی

ماده ۶۷۱۲
عبارت از ،تقدم برتری است که قانون برای حق معین به اساس وصؾ آن حکم مینماید . حق برتری به اساس حکم صریح
قانون ثابت میگردد.
ماده ۶۷۱۷
هرگاه قانون تعیین حق از حقوق را از لحاظ تقدم تحدید نکرده باشد ، از تمام حقوقیکه درجه تقدم آن درین فصل تصریح
،یافته متاخر شمرده میشود.
ماده ۶۷۱۱
هرگاه حقوقیکه درجه تقدم آن در مرتبه واحد در قانون تصریح شده اجتماع نماید، بتناسب اندازه هریک تادیه میشود.مگر
اینکه قانون بخالؾ آن حکم نموده باشد.
ماده ۶۷۱۰
حقوق تقدم عام بر تمام دارایی منقول وؼیر منقول مدیون تعلق میگیرد، مگر حقوق خاص بر مال معین راجع میشود.
ماده ۶۷۰۱
۱) ( حق تقدم بر کسیکه با حسن نیت مال منقول را حایز شود ، تاثیر وارد کرده نمی تواند.
( اجاره ۲) گیرنده عقار در خصوص اموال منقول موجود، بعین اجاره داده شده وصاحب هوتل در خصوص اشیاییکه
ازطرؾ مسافر در هوتل امانت گذاشته میشود، حایز دارای حسن نیت تلقی میشود.

ACKU

391

ماده ۶۷۰۵
هرگاه باالی داین از تصرفات مدیون در شیاء منقولیکه بنفع داین حق تقدم در آن تثبیت شده، بنابر موجبات معقول خوؾ
تقسیم مال مستولی شود، میتواند تحت حراست گرفتن آنرا مطالبه نماید.
ماده ۶۷۰۶
در مورد حقوق تقدم بر عقار ، احکام رهن رسمی تاجائیکه با طبیعت حقوق مذکور معارض نباشد ودر مورد .تطبیق میشود ،
به نوع خاص تقدم احکام پاک کردن )تطهیر( وثبت آثاریکه برثبت مرتب میگردد، وآنچه از قبیل تجدید و امحاء برآن وارد
میشود رعایت میگردد.
ماده ۶۷۰۷
( توث۱) یق در حقوق تقدم عام الزم شمرده نمیشود گرچه مورد آن عقار باشد ونه در آن حق تتبع ثابت میگردد. همچنان
توثیق حقوق تقدم عقاری که برای تضمین حقوق دولت وضع میشود، حتمی دیده نمیشود.
)۲( این حقوق در مرتبه، از همه حقوق تقدم عقاری دیگر و از هرنوع حق رهن رسمی بهر تاریخیکه قید آن صورت
گرفته باشد، مقدم شناخته میشود. مگر در بین خود حق تقدمیکه برای تضمین حق دولت وضع شده وسایر حقوق تقدم عام
مقدم شمرده میشود.
ماده ۶۷۰۱
احکامیکه در خصوص از بین رفتن شی یاتلؾ گردیدن آن در رهن رسمی رعایت میشود، در مورد حقوق تقدم نیز
مراعات میشود.
ماده ۶۷۰۵
احکام متعلق بانقضای حق رهن رسمی و رهن حیازی بعین طریقه در مورد حق تقدم تطبیق میشود م ، گر اینکه قانون

ACKU

صراحتا بخالؾ آن حکم نموده باشد.

392
قسمت دوم
انواع حقوق تقدم

ماده ۶۷۰۲
حقوق مندرج مواد ذیل در پهلوی حقوقیکه در قوانین خاص به آن حق تقدم داده میشود . مقدم شمرده میشود.
ماده ۶۷۰۷
۱) ( مصارفیکه محکمه جهت حفاظت اموال مدیون وفروش آن بنفع داینین متحمل میشود . از ماحصل فروش اموال مذکور
مقدم شناخته میشود.
۲) ( مصارؾ مندرج فقره )۱( این ماده قبل از هر حق دیگر ولو حق مذکور مقدم بوده یا برهن رسمی تضمین شده باشد،
تادیه میگردد. بشمول حقوق داینینیکه مصارؾ مذکور بمنظور مصلحت آنها صورت گرفته است. و مصارفیکه در راه
فروش اموال مذکور صورت گرفته، بر مصارفیکه در اجرا آت توزیع بعمل آمده است، حق قدامت دارد.
ماده ۶۷۰۱
۱) ( مبلؽیکه از طریق محصوالت ومالیات وسایر حقوق بدولت تعلق میگیرد، بارعایت قوانین ومقررات مربوط، حق تقدم
را دارا می باشد.
)۲( مبلػ مندرج فقره فوق این ماده، قبل از تمامی دیون باستثنای مصارؾ مندرج ماده )۲۳۳۳( این قانون ولو متقدم بوده
یا برهن رسمی تضمین شده باشد، از مدرک فروش اموال در هر دستی که باشد، تحصیل میشود.
ماده ۶۷۰۰
۱) ( مبالؽیکه در راه حفاظت مال منقول وترمیم آن بمصرؾ رسیده است از سایر دیون مقدم شناخته میشود.
۲) ( مبلػ مندرج فقره فوق این ماده ، بالفاصله بعد از حصول مصارؾ متذکره مواد ) ۲۳۳۳ ۲۳۳۳ از ثمن ،( این قانون
مال مذکور پرداخته میشود . ودر صورت تعدد چنین حقوق ،عکس تاریخ بترتیب ، مصرؾ هریک تادیه می گردد.
ماده ۶۱۱۱
۱) ( حقوق آتی بر تمام اموال منقول وعقار مدیون ، مقدم شناخته میشود:
۱ – مبالؽیکه موظفین کار ، گران مستخدمین وسایر اجیران از رهگذر معاش واجرت دوازده ماه اخیر مستحق میگردند.

ACKU

393

۲ – مبالػ مستحقه در مقابل فعالیت شش ماهه اخیر اجناس ضروری مواد ارتزاقی ولباس مدیون وکسانیکه مدیون مسئول
نفقه آنها می باشد.
۳ – نفقه شش ماه اخیر اقارب مدیون که در ذمه مدیون الزم باشد.
۲) ( مبالػ مندرج فقره فوق این ماده ، بالفاصله بعد از مصارؾ مندرج مواد ) ۲۳۳۳ – ۲۳۳۳ ۲۳۰۳ ( این قانون تحصیل
.میشود ودر صورت تعدد تناسب هریک در نظر گرفته میشود.
ماده ۶۱۱۵
۱) ( مبالؽیکه از لحاظ بذر ، کود وسایر مواد تقویه زمین و مبالؽیکه ازلحاظ ادویه ضد حشرات وآفات زراعتی وحیوانی ویا
در کار کشت و درو بمصرؾ میرسد ، بر محصولی که در تولید آن به مصرؾ رسیده ، حق تقدم داشته وهمه در یک مرتبه
قرار میگیرد.
)۲( مبالػ مندرج فقره فوق این ماده، بعد از تادیه حقوق فوق پرداخته میشود.
۳) ( مبالؽیکه در برابر آالت زراعتی قابل تادیه شناخته میشود در عین مرتبه بر آالت مذکور امتیاز داده میشود.
ماده ۶۱۱۶
اجرت دوساله بناها و اراضی زراعتی یا اجرت تمام مدت اجاره آن اگر از دوسال کمتر باشد، و تمام حقوق دیگر اجاره
دهنده که بموجب عقد اجاره به ذمه اجاره گیرنده ثابت باشد، براشیاء منقول قابل حجز که ملکیت اجاره گیرنده بوده وباالی
عین اجاره داده شده موجود باشد، بر محصوالت زراعتی مقدم شمرده میشود.
ماده ۶۱۱۷
حق تقدم مندرج ماده )۲۳۰۲( این قانون در حالیکه منقوالت مذکور ملکیت زوجه یا زوج اجاره گیرنده یا ملکیت ؼیر
باشد، نیز ثابت پنداشته میشود. مشروط براینکه اجاره دهنده هنگام وضع اشیاء مذکور باالی عین، بر وجود حق ؼیر برآن
علم نداشته باشد. این امر احکام متعلق بر منقوالت مسروقه یاضایعه را اخالل نمی نماید.
ماده ۶۱۱۱
حق تقدم بر منقوالت و محصوالت ملکیت اجاره گیرنده از باطن ثابت میگردد. مشروط براینکه اجاره دهنده صراحتا
اجاره از باطن را منع نموده باشد. واگر اجاره باطنی صراحتا منع نشده باشد، حق تقدم، تنها در مبالؽی عملی می شود که
استحقاق اجاره گیرنده اصلی برذمه اجاره گیرنده باطنی تثبیت گردد، آنهم بعد از اخطاریکه ازجانب اجاره دهنده درین
خصوص باو صادر میشود.

ACKU

394

ماده ۶۱۱۵
حقوق مندرج ماده )۲۳۰۲( این قانون بعد از پرداخت حقوق مندرج مواد ) ۲۳۳۳ – ۲۳۰۱ ( این قانون از ثمن اموالیکه
حق تقدم دارد تحصیل میشود م . گر اینکه حقوق مندرج مواد )۲۳۳۳ ۲۳۰۱( در حق اجاره دهنده به اعتبار اینکه حایز
دارای حسن نیت است، ؼیر نافذ شمرده شود.
ماده ۶۱۱۲
( هر۱) گاه اموالیکه حق تقدم برآن ثابت باشد، از عین اجاره داده شده باو جود اعتراض اجاره دهنده یا بدون علم او انتقال
نماید، و در عین مذکور اموال کافی برای ضمان حقوق متقدم باقی نماند، حق تقدم براموال نقل شده باشد باقی میماند، مگر
بقای این حق حقوق ؼیر راکه باحسن نیت در اموال مذکور کسب نموده. متضرر نمی سازد.
)۲( اگر اجاره دهنده در میعاد قانونی حجز را حاصل نمود، حق تقدم تا مدت سه سال باقی میماند، بااین هم اگر مال مذکور
در بازار عام یا در مزایده علنی یا بتاجر اختصاصی چنین اموال بر مشتری دارای حسن نیت بفروش رسیده باشد، اجاره
دهنده مکلؾ است، ثمن را به مشتری رد نماید.
ماده ۶۱۱۷
مبالؽی را که صاحب هوتل بر ذمه مسافر از درک کرایه خدمات ومصارؾ مستحق میشود ، برامتعه مسافری که در هوتل
مذکور یا ملحقات آن باشد ، حق تقدم داده میشود.
ماده ۶۱۱۱
صاحب هوتل بر هر امتعه ایکه توسط مسافر در هوتل آورده شده باشد .حق تقدم دارد ، گرچه در ملکیت مسافر مذکور
نباشد، مشروط براینکه علم صاحب هوتل به ملکیت ؼیر هنگام ورود مال ثابت نگردد یا امتعه مذکور مسروقه یا ضایعه
نباشد، تاوقتیکه صاحب هوتل حقوق خود را کامال اخذ نکند، میتواند از نقل دادن امتعه مسافر مخالفت نماید. در صورتیکه
امتعه باوجود مخالفت او بدون علم او انتقال داده شود، حق تقدم صاحب هوتل در آن باقی می ماند، مگر این حق حقوقی
را که شخص ثالث با حسن نیت اکتساب نموده متاثر نمی سازد.
ماده ۶۱۱۰
حق صاحب هوتل از لحاظ تقدم درعین درجه ای قرار میگیرد که اجاره دهنده در آن قرار دارد، و در صورت یکجای
شدن هردوحق، به حقی ترجیح داده میشود که تاریخ آن مقدم باشد. مگر اینکه به نسبت دیگری ؼیر نافذ باشد.
ACKU

395

ماده ۶۱۵۱
آنچه بایع منقول ، از ره گذر ثمن وملحقات آن مستحق میشود. حق تقدم را برشی مبیعه تاوقتی داشته میباشد که مبیعه کیفیت
خود را حفظ نماید. تقدم مذکور با در نظر گرفتن مواد خاص به تجارت حقوق شخص ثالث که بحسن نیت کسب نموده
باشد، اخالل نمی کند.
ماده ۶۱۵۵
حق تقدم مندرج ماده )۲۳۱۰( این قانون از لحاظ درجه بعد از حقوق تقدم مندرج مواد قبل آن که برمنقول واقع است
میباشد، مگر باوجود آن در مورد حقوق اجاره دهنده وصاحب هوتل که عالم بودن آنها به بیع هنگام گذاشتن مبیعه در عین
اجاره داده شده یا هوتل ثابت شود تطبیق میگردد.
ماده ۶۱۵۶
۱) ( شرکاییکه مال منقول را بین خو ،د تقسیم نمایند بمنظور تامین حق رجوع بریکدیگر به سبب تقسیم مذکور و استیفاء
بدل، حق تقدم را در آن دارا میباشند.
۲) ( تقدم متقاسم باتقدم بایع درعین درجه قرار میگیرد. ودر یکجاشدن هر دو حق، به تاریخ سابق ترجیح داده میشود.

قسمت سوم

حقوق تقدمیکه بر عقار وارد میشود

ماده ۶۱۵۷
۱) ( ثمن عقار وملحقات آن که بایع مستحق آن میشود ، برعقار مذکور حق تقدم دارد.
۲) ( باید حق تقدم قید گردد، گرچه مبیعه ثبت گردیده باشد و مرتبه آن از تاریخ قید اعتبار داده میشود.
ماده ۶۱۵۱
۱) ( مبالػ استحقاق مقاوله کنندگان و مهند سین معماری ایکه اعمار بنا یا تاسیسات دیگر یا اعاده اعمار یاترمیم عمارت یا
حفاظت آن به آنها تفویض میشود، در حدود مقداریکه از رهگذر اعمال مذکور در قیمت عقار در وقت بیع آن افزودی
بعمل آید، حق تقدم بربنا یا تاسیسات مذکور داده می شود.
)۲( باید حق در سند رسمی قید بوده قیمت مبالػ در آن درج باشد، همچنان باید طبق احکام قانون ثبت اسناد ثبت گردد، و
مرتبه این تقدم از تاریخ ثبت آن اعتبار دارد.

ACKU

396

ماده ۶۱۵۵
هرگاه شرکاء عقار مشترک را بین خود تقسیم نمایند، برای هریک بمنظور تامین حصص آنها از رهگذر حق رجوع
بریکدیگر حق تقدم داده میشود، حق مطالبه به اندازه معادل قسمت نیز شامل این حق میباشد. باید این حق قید گردد ومرتبه
آن از تاریخ قید اعتبار دارد.
ماده ۶۱۵۲
این قانون )سی ( روز بعد از نشر در جریده رسمی نافذ میگردد، بانفاذ این قانون قانون ازدواج منتشره تاریخ ۱۳ – اسد
۱۳۳۰ ملؽی شناخته میشود.

ACKU